از ميان اين مردم فريادى بلند برمىخاست و از اين خبر مىداد كه پيامبرى وجود دارد كه هنگام آمدنش فرا رسيده و مردم در دوران او زندگى مىكنند . چنين برمىآيد كه صاحبان اين فرياد از باقيماندگان يگانهپرستانى بودند كه به تثليث نگرويده بودند ؛ چه اينكه ، در گذر زمان هر از چند گاه گروهى موحّد وجود داشتهاند ، هرچند كه آنان گاه حتّى يك قرن فاصله با گروههاى قبل از خود مىيافتهاند . اظهاراتى كه در قرآن كريم آمده از وجود چنين گروههايى در ميان مسيحيان حكايت دارد .
تاريخ نيز در اخبار خويش و در سيرهء پاك رسول خدا ( ص ) چنين روايت مىكند كه پس از آنكه در پى اعلان آشكار از سوى پيامبر ( ص ) مؤمنان در زير فشار ستم مشركان قرار گرفتند ، ماجراى هجرت مسلمانان به حبشه پيش آمد و در طىّ اين مهاجرت مسلمانان با استقبال و برخورد خوش پادشاه حبشه مواجه شدند .
همچنين آمده است كه نجاشى پادشاه حبشيان يگانه پرست بود و دربارهء عيسى و مادرش هماننظرى را داشت كه قرآن كريم ابراز مىدارد ، مبنى بر اين كه آن دو خدايانى در كنار خداوند نبودند .
175 - انديشهء پيشگويى از آمدن پيامبرى كه زمان ظهور او نزديك شده به ميان قريش و مردم مناطق مجاور مكّه كشيده شد و در اين ميان ، چهار تن از قريشيان بودند كه منكر تأثير بتها و ضرر رساندن يا سود رساندن آنها و نيز از پرستش آنها روى گردان بودند . اين چهار تن عبارتند از ورقة بن نوفل ، عبد اللّه بن جحش ، عثمان ابن حويرث و زيد بن عمرو بن نفيل .
اين چهار تن از بتپرستى نجات يافته و برخى به برخى ديگر چنين گفته بودند كه « به خداوند بدانيد كه خاندان شما بر حق نيستند . آنان دين ابراهيم را به خطا رفتهاند . ما بر پيرامون سنگى به طواف نمىپردازيم كه نه مىشنود و نه مىبيند ، نه سودى مىرساند و نه ضررى به بار مىآورد . اى مردم براى خود دينى بجوييد كه به خداوند سوگند بر هيچ عقيدهء حقى نيستيد » .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 501
مساهمون: حسين صابري
ص٥٠١