تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
تناسب ميان اعضا و اندام او به گونه‌اى كه اگر نقّاشى بخواهد تصويرى از مردى كامل الخلقه و متناسب ترسيم كند ، ترسيمى زيباتر و گويا از آنچه در روايات كسانى كه پيامبر را ديده‌اند وجود دارد نخواهند يافت ، چه همه در او زيبايى و جمال مىديدند ، خواه آن‌كه با او دشمنى ورزيده و كينهء او در دل داشت و خواه آن‌كه از او فرمان برده و ايمان به او را در دل داشت . به هر حال ، آنچه در رسول خدا خودنمايى مىكند صفاتى است كه در هر بيننده‌اى آثار خود را بر جاى مىگذارد ؛ بر ايمان موافقان او مىافزايد و حسد و كينه توزى و در پى آزار بر آمدن را نيز از سوى كسانى كه از روى سركشى و تكبّر با او مخالفت و دشمنى ورزيده بودند دو چندان مىكرد ، چرا كه زور گويان هرچه ببينند عوامل تقويت آنچه مخالف خواسته‌هاى آنان است روشنتر و قويتر مىشود بر زورگويى و ستم خويش مىافزايند ، بويژه اگر قوّت يافتن و روشنتر شدن آن عوامل واقعيّاتى ثابت و مشهود آنان باشد و نه اخبارى كه بتوان آنها را مورد انكار قرار داد . اين حقيقتى روشن است كه قريش از وجود آن شايستگيهاى جسمانى رسول خدا ( ص ) آگاهى داشت و به همين سبب نيز هنگامى كه مىخواستند پيشنهاد تعويض وى با كسى ديگر را به ابو طالب بدهند زيباترين و چابكترين جوان خود را انتخاب كردند ، امّا غافل از آن‌كه نور انسانيّت و رسول بشريّت كجا و آن ديگر كجا . دو : اين كه قلب پاك او سيماى او را پيوسته نورانيّت مىبخشيد و بدين سان ، آنگاه كه در جايى راه مىپيمود نورى كه خداوند آن را به سبب صفاى قلب و نورانيّت دل او به وى ارزانى داشته بود او را در ميان مىگرفت ، آن‌سان كه امّ معبد در توصيف او مىگويد : « او پيشانى پرفروغ و غرق در نورانيّت داشت بىآن‌كه بر كسى برترى طلبد يا فخر فروشد ، بلكه در ميان مردم و با مردم فروتن و با مدارا و چونان يكى از آنان بود ، البتّه مگر در فضيلت رسالت و آنچه خداوند