و هيچ حيوان شيرده ديگرى نيز در خانه نيست » .
وى در پاسخ شوهر خويش گفت : « به خدا سوگند ، مردى مبارك از اينجا گذشت و چنين و چنان گفت » . در اين هنگام شوهرش گفت : « اوصاف او را برايم بگوى كه به خداوند سوگند به نظر من اين همان مردى بود كه قريش در جستجوى اوست » .
آن زن در پاسخ گفت : « مردى ديدم خوش سيما و با جمال ، خوش خلق و نمكين چهره كه نه عيبى چون بزرگى شكم داشت و نه كاستيى چون كوچكى سر ، خوش چهره و زيباروى بود ؛ در چشمانش سياهى و درشتى ، در مژگانش پرى و درشتى و در صدايش گرمى و دو رگه بودن زيبايى مىافزود ؛ سياه چشم ، سياه مژه ، كشيده ابرو و ابروان به هم پيوسته بود ؛ در گردنش سفيدى و درخشندگى و در محاسنش پرى خودنمايى مىكرد ؛ هنگام سكوت وقارى بر او بود و هنگام سخن گفتن والايى از او بود و حسن و زيبايى او را در برداشت ، شيرين سخن و گزيدهگوى بود نه ياوهگوى و نه كمگوى ، گويا كه سخن گفتن او دانههاى رشته مرواريدى بود كه فرو مىريخت . زيباترين و خوش سيماترين مردم از فاصلهء دور بود و شيرينترين و نيكوترين آنان از نزديك ؛ ميان قامت بود و نه از بلندى قد كسى او را منفور مىداشت و نه از كوتاهى آن مورد تحقير ؛ شاخهاى ميان دو شاخهء بلند و كوتاه و خوش منظرترين اين سه شاخه و نيك قامتترين آنها بود و بالاخره ، همراهانى او را در ميان داشتند كه اگر سخنى مىگفت به گفتهء او گوش فرا مىدادند و اگر فرمانى مىداد نه ترش روى و نه گريزان ، بلكه بىدرنگ و شتابان به اجراى آن مىشتافتند » « 86 » .
164 - اين دو روايت توصيفهايى است كه شاهدان رسول خدا ( ص ) از او بيان داشتهاند و حاكى از سه نكته است :
يك : آراستگى و زيبايى پيكر جسمانى رسول خدا ( ص ) و كمال هماهنگى و
هامش
( 86 ) - البداية و النهاية ، ج 1 ، ص 30 - 29 .