تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
متناسب برخوردار ، تنومند و قوى اندام بود ، قامتى راست داشت و شكم و سينه‌اش در يك راستا قرار مىگرفت ، سينه‌اى ستبر و پهن با فاصله فراوان ميان دو بازو ، مفاصلى درشت و بدنى سفيد و نورانى داشت و از جلو گردن تا ناف وى خطى از موى كشيده مىشد و البتّه روى سينه و شكم عارى از مو ولى دو ساعد و شانه‌ها و بالاى سينه‌اش داراى مو بود ، مچ دستانى كشيده ، كف دستان و كف پاهايى بزرگ و صاف ، انگشتانى راست و كشيده داشت و گودى كف پايش كامل بود . « به هنگام برخاستن خود را از جا مىكند ، به هنگام گام برداشتن درست آن را برمىداشت ، به هنگام راه رفتن به آرامى راه مىپيمود ، در هنگام رفتن دستها را به حركت در مىآورد ، زمانى كه راه مىرفت به گونه‌اى بود كه گويا از سراشيبى به پايين مىآيد ، وقتى رو به جانب كسى مىكرد با همه بدن به او روى مىنمود ، چشمها را فرو مىانداخت و نگاهش به زمين بيش از نگاه به آسمان و بيشتر نگاههايش نيم نگاه بود . از پى اصحاب خود مىرفت و با هركس برخورد مىنمود سلام مىكرد » . اينها اظهارات هند بن ابى هاله است كه از جمال مردانه و كمال انسانى رسول خدا حكايت دارد و گوياى آن است كه همهء صفات او به گونه‌اى بود كه نگاه هر بيننده‌اى را به سوى خود مىكشيد كه چشم از او برنمىداشت . به همين سبب نيز كسانى كه دل از همه چيز عارى داشتند در اوّلين برخورد بدون هيچ كينه و حسدى به او نگاه مىكردند و او را الگويى كامل از مرد و مردانگى و نشانى آشكار از منزلت والاى اخلاقى و محبّت مىيافتند ، چه ، او از روى تفاخر پيشتر از ديگران قرار نمىگرفت و از سر به خود باليدن بر ديگران پيشى نمىجست ، بلكه متواضعانه حتّى در پى مردم راه مىرفت و از روى محبّت و دوستى بر هر كه با او برخورد مىنمود سلام مىكرد تا ترشرويى و بىمحبّتى بر مهر و دوستى پيشى نگيرد . بدين‌سان رسول خدا ( ص ) در سيما و پيكر خويش جمالى داشت كه ديدار با او را مطلوب و بلكه مورد رغبت ديگران قرار مىداد و شايد به همين دليل در دوران