تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
اشاره‌اى كرديم و گفتيم او چگونه در راه حق از سرزنش هيچ ملامتگرى بيم نداشت و در كردار خود به محيط و آداب و رسوم موجود و يا گذشتهء آن توجّهى نداشت ، چرا كه اين عادات و تقاليد اغلب ناروا و نادرست بود و از انديشه نورزيدن و عدم درك حقايق از سوى آن مردم نشأت مىگرفت . او در جامعهء خود بىاعتنا به همه اين مسائل هر كارى كه نيك و پسنديده بود پسنديده مىشمرد و هر كارى كه ناروا و نادرست بود نادرست مىشمرد . اين صفات و خصال چه پيش از بعثت و چه پس از آن به صورتى يكسان در شخصيّت آن حضرت وجود داشت و آن رادمرد از مردم نمىترسيد ، بلكه تنها از خداوند پروا داشت . با اين وجود ، هر جا نيز مدارا كردن را راه هدايت مردم مىيافت با آنان مدارا و نرمش نشان مىداد ، چه او در همه حال هدايتگر ، راهنما و منادى دعوت به حق بود . او آنجا كه كسى فريادرسى مىطلبيد ، آنجا كه درمانده و گرفتارى كمك مىجست و آنجا كه پاسخ دادن وظيفهء او و فريادرسى لازم بود ، به امداد آنان مىشتافت . يك بار برخى از مردم مدينه به سبب عامل وحشت آفرينى كه به آنان رسيده بود دچار ترس شدند و فريادى بركشيدند . پس گروهى در پى آن صدا كه شنيده بودند روانه شدند تا ببينند فرياد كمك خواهى از كجاست . در اين ميان هركس با خود گمان مىكرد كه او قبل از ديگران به كمك شتافته است . امّا هنوز بدانجا نرسيدند كه رسول خدا ( ص ) را در حال بازگشت از آنجا ديدند كه پيش از آنها به كمك شتافته و حتّى براى آن‌كه خود را زودتر به فريادخواهان برساند بر اسبى برهنه و بىزين و لجام كه از ابى طلحه بود نشسته و زودتر از آنان بدانجا رسيده بود و اينك در حال بازگشت از آنجا و در حالى كه شمشير به گردن آويخته بود بدانان مىفرمود : « ديگر آن فرياد را نخواهيد شنيد » . بدين وصف است كه مىگوييم شجاعت رسول خدا ( ص ) در همه جلوه‌ها و گونه‌هاى آن كامل و بىهمتا بود : اگر سخن حقّى مىبايست اظهار شود بروشنى