اين در ميان پيامبران الهى تازگى نداشت كه همهء ويژگيهاى جسمانى رسول خدا ( ص ) جالب توجّه بوده و او همانگونه كه خلقى زيبا داشت خلقى زيبا داشته باشد . هنگامى كه محمّد ( ص ) با قرآن كريم مشركان را به مبارزه طلبيد ، خدايان آنان را به باد انتقاد گرفت و باطل بودن پرستش آنها را روشن ساخت و هنگامى كه مشركان مشاهده كردند ، عموى پيامبر ابو طالب عليرغم گفتگوى آنان با وى همچنان از او حمايت مىكند جوانى خوش قامت و خوش سيما كه به گمان آنان زيباترين جوانان قريش بود به حضور ابو طالب آوردند تا وى را به جاى محمّد ( ص ) به فرزندى گيرد و محمّد ( ص ) را در اختيار آنان قرار دهد تا او را به قتل برسانند . امّا ابو طالب معامله روى فرزند برادر خود را نپذيرفت و با حالتى آميخته به مسخره و نيشخند بدانان گفت : « فرزند خود را به من مىدهيد تا او را غذا دهم و بزرگ كنم و من فرزند خود را در اختيار شما قرار دهم تا او را بكشيد » .
روايت فوق بر اين دلالت دارد كه محمّد ( ص ) از كمال جسمى خوبى برخوردار بود و خداوند او را صورت و سيرت زيبايى بخشيده بود .
بىترديد ، اين هماهنگى و سلامت جسمى در پيشبرد دعوت و گرويدن مردم به آنكه با الهامى روحانى آميخته بود نقش خاصى از خود بر جاى گذاشت . در همين باره روايت مىشود كه پس از آنكه دعوت محمّدى در سرتاسر جزيرة العرب طنين انداز و شناخته شد و آنسان كه در مورد هر دعوت و عقيدهء تازه و نامأنوسى براى مردم چنين وضعى پيش مىآيد تكذيب كنندگانى براى دعوت رسول خدا ( ص ) - كه اكثريّت را تشكيل مىدادند - پيدا شدند ، يكى از اعراب باديهنشين با رسول خدا ( ص ) برخورد كرد و از ظاهر آراسته و سيماى پر فروغ او و تابش نورى بر پيشانى وى شگفت و بيمى در دل او جاى گرفت و آنگاه پرسيد : « كيستى ؟ » رسول خدا ( ص ) فرمود : « محمّد » . پس آن مرد با ايمانى حاكى از درك و رسيدن به حقيقت گفت : « آيا تو همانى كه قريش دربارهء او مىگويد دروغگوست ؟ » فرمود : « آرى » .
آن مرد گفت : « اين ، سيماى يك دروغگو نيست » . آنگاه پرسيد : « مردم را به چه
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: حسين صابري
ص٤٧١