ندارد مطرح مىساخت و بدينترتيب داوريهاى او به هدف قضاوت كردن بر اساس حكم الهى و اجراى اوامر و نواهى خداوندى انجام مىگرفت و احكامى كه صادر مىفرمود عادلانه بود ، نه از توانگرى جانبدارى كرده و نه حق ناتوانى را پايمال كرده بود .
هنگامى كه فاطمهء مخزومى دزدى كرد و اين براى قريش ناگوار بود كه رسول خدا ( ص ) دست او را قطع كند ، اسامة بن زيد كه يكى از افراد محبوب رسول بود نزد آن حضرت رفت و خواست وساطت كند تا پيامبر با قطع دست آن زن حدّ الهى را در مورد او جارى نفرمايد ، امّا پيامبر ( ص ) او را راند و با انتقاد و محكوم كردن اين خواستهء اسامه به وى فرمود : « آيا در مورد عدم اجراى حدّى از حدود الهى وساطت مىكنى ؟ » . وى سپس در ميان مردم به خطبه ايستاد و فرمود : « چه شده است برخى را كه در مورد حدّى از حدود الهى به وساطت مىپردازند ؟ آنچه مردمان پيش از شما را در هلاكت افكند آن بود كه چون دزدى از آبرومندان سرقت مىكرد او را رها مىكردند و هرگاه دزدى ناتوان سرقتى مىنمود دست او را قطع مىكردند . به خداوند سوگند اگر فاطمه دختر محمّد هم دزدى كرده بود دست او را مىبريدم » .
بدين وصف ، رسول خدا ( ص ) مظهر عدالت بود كه در هيچ يك از احكام الهى نه از كسى جانبدارى مىكرد و نه با كسى لجاجت مىورزيد .
او همچنين در داورى مخاصمات به واقعيّت قضايا مىنگريست و بر آن اساس متجاوز را باز مىشناخت و عليه او حكم مىكرد ، نه آنكه تنها ظاهر مسأله را ملاحظه نمايد . در صحيح بخارى و صحيح مسلم روايت شده است كه يك بار مردى دست مرد ديگرى را دندان گرفت و آن مرد دست خود را از دهان او بيرون كشيد و در پى آن دندانهاى او فرو افتاد . آن دو شكايت خود را به حضور پيامبر ( ص ) بردند . چنين به نظر مىرسد كه كسى كه طرح دعوى كرده و مدّعى شده بود همان مردى بود كه ابتداء دست ديگرى را دندان گرفت . پس از طرح دعوى ، رسول
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 455
مساهمون: حسين صابري
ص٤٥٥