تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
اگر چنين كسانى بيرون آيند آنها را بكشيد و اگر دوباره نيز برخيزند آنها را بكشيد » . اين سخن گوياى عدالت مطلق رسول خدا ( ص ) ست ، چه وى چنان گفته درشتى را از آن معترض مىشنود و او را از اعتراضى كه دارد منع نمىكند ، امّا در پاسخ وى برايش روشن مىسازد كه او عدالتگر راستين است و پس از او دوران خونريزيها ، فراخواهد رسيد و در آن دوران هركس همانند او عدالت ورزد نجات خواهد يافت و هركس عدالت نداشته باشد به سراشيبى سقوط انحراف يافته است . همچنين اين روايت حاكى از آن است كه امثال آن مرد از عدالت مفهوم ديگرى مىخواهند و در پى خواسته‌هاى دل خويش داورى مىكنند و با نگرشهاى سطحى خود خار چشمى براى حكومت عدالتگر اسلامى محسوب مىشوند . نيز حاكى از آن است كه سلامت نظام جامعه و حكومت در سركوب چنين كسانى است هرچند به قتل پىدرپى آنان بينجامد و اين البتّه در صورتى مجازات چنين كوته‌نظران است كه عليه حاكم عادل قيام كنند و گرنه كشته نخواهند شد ، آن‌سان كه على ( عليه السلام ) مىفرمايد : « آن‌كس كه حق را بجويد امّا آن را به اشتباه گيرد و به آن نرسد همانند آن كس نيست كه باطل را بجويد و به آن نيز برسد » « 75 » . رسول خدا ( ص ) در ماجراى پيش گفته در ادامهء سخنى فرمود كه عدالت مطلق او را كه بر امانتدارى وى استوار شده مورد تأكيد قرار مىدهد ، آنجا كه مىفرمايد : « سوگند به آنكه جانم در دست اوست من به انتخاب خود نه چيزى به
هامش
( 75 ) - شريف رضى ، نهج البلاغه ، با مقدّمهء صبحى صالح ، خ 61 . گفتنى است كه امام در اين خطبه به تفاوت انگيزه‌هاى مخالفان حكومت عدالت اشاره دارند : گروهى خيرخواهانه و در جستجوى حق اما محروم از شناختى درست از عدالت و عدالتگر و حقّ و حقّ جوى در پى تحليل غلط خود حكومت حق و عدالت را حكومت ناحق مىپندارند و در مقابل آن قرار مىگيرند كه خوارج از اين دسته‌اند و گروهى نيز بدخواهانه و در جستجوى باطل عليرغم شناختن عدالت از بىعدالتى و حق از باطل در پى هواهاى شيطانى و نفاق نهفته در درون خويش حاكميّت را از آن خود مىدانند و در مقابل حكومت عدالت قرار مىگيرند . اين گروه كه شاخص آن در اين خطبه - بنا به تصريح سيد رضى - معاويّه است سزاوار نابودى و سركوبند . م .