همچنين هر بندهاى در مورد آنچه در اختيار اوست تنها آنگونه تصرّفاتى را مىتواند انجام دهد كه يك بردهء فرمانبر و يك دهقان انجام مىدهد و به همين دليل نيز براى بنده هيچ تصرّفى و هيچگونه كارى جايز و روا نيست مگر آنچه با فرمان مالك حقيقى وى و آنچه در اختيار دارد سازگارى داشته باشد . . .
ديگر آنكه فرجام بنده و بازگشت او به سوى مولاى حقيقى او خداوند است و وى چارهاى جز آن ندارد كه دنيا را پشت سر گذارد و آنسان كه نخستين بار تنها و بدون هيچ گونه مال و ثروت و زن و فرزند آفريده شد ديگر بار بتنهايى ، امّا همراه با نيكيها و بديهايى كه با خود آورده است ، در پيشگاه خداوند حاضر شود .
اينك اگر اين آغاز حيات يك بنده و اين فرجام و پايان اوست ، چگونه مىتواند با آمدن آنكه هست شادمان و يا با رفتن آنكه نيست غمگين و نالان شود ؟
بنابراين انديشيدن هر بندهاى در آغاز و فرجام خويش يكى از بزرگترين درمانهاى درد مصيبت و درمان ديگر نيز آن است كه بداند و يقين داشته باشد كه آنچه به او رسيده چنين نبوده كه مىتوانسته است به او نرسد و آنچه به او نرسيده نيز چنان نبوده كه بتواند به او برسد ، آنسان كه خداوند مىفرمايد : « هيچ مصيبتى در روى زمين و در جانهايتان به شما نرسد مگر آنكه در كتابى پيش از آنكه بيافرينيم مقرّر شده است كه اين بر خداوند سهل و آسان است » « 66 » » « 67 » .
153 - محمّد بن عبد اللّه ( ص ) در بالاترين درجهء شكيبايى و صبرى قرار داشت كه يك صابر مىتواند واجد آن باشد . او قبل از بعثت در شادمانى و اندوه ، در فقر و غنا و در ناتوانى و توانمندى صابر و پس از بعثت نيز در اداى رسالت ، تبليغ و دعوت مردم به سوى آن پايدار بود و در هنگام دعوت در مقابل مشركان استقامت و در مقابل قوم خود بردبارى ورزيد ، قومى كه به او جفا كردند ، در حالى كه او را مىشناختند انكارش نمودند و در حالى كه او صادق و امين بود وى را به دروغ
هامش
( 66 ) - حديد / 22 .
( 67 ) - ابن قيم جوزى ، زاد المعاد فى هدى خير العباد .