تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
دل ، اطمينان قلب و تحمّل و بردبارى است نيرويى براى صاحب خود و آن‌كه بدان فضيلت آراسته است فراهم مىآورد و علاوه بر اين ، از تفويض امور به خداوند كه همراه با بذل كار و تلاش لازم و بدور از هرگونه سستى و زبونى صورت پذيرفته است حكايت دارد ؛ چه ، آن مؤمن صابرى كه كار را به خدا وا مىگذارد ، حقيقة به قدرت خداوند و به اين ايمان دارد كه اوست كه هر تغييرى در ارادهء وى قرار دارد . به همين سبب است كه رسول صابر و پايدارتر از هر كه به مصيبتى گرفتار آيد چنين مىخواهد كه كار را به خدا واگذارد چه اين‌كه اين امر به او توان و بردبارى بيشترى مىدهد . ابن قيم جوزى دربارهء چاره كردن مصايب و مشكلات براى نفس با تفويض امور به خداوند مىگويد : « . . . اين سخن كه محمّد ( ص ) آن را دربارهء چاره كردن كارها با صبر فرموده ، از رساترين ، كارآترين و سودمندترين شيوه‌هاى چاره گرفتاران به مصيبت در دنيا و آخرت آنان است ، چه ، اين شيوه كه « انا لله و انا اليه راجعون » بگويد دو نكتهء مهم را در بر دارد كه هرگاه بنده‌اى به شناخت آن دو برسد مصيبتش بر وى آسان خواهد شد : نخست آن‌كه هر بنده‌اى و ثروت و خانواده او حقيقة ملك خداوند و وى آن را به عاريه در نزد بنده گذاشته است . پس هرگاه آن را از او بازستاند چنان است كه عاريه دهنده‌اى عاريهء خود را از عاريه كننده پس گرفته است . همچنين هر بنده‌اى در ميان دو عدم قرار گرفته است : عدمى قبل از وجود يافتن او و عدمى نيز پس از آن . آنچه هر بنده‌اى مالك آن مىباشد نيز چيزى است كه براى زمان كوتاهى به وى به عاريه داده شده و او خود آن را از عدم به وجود نياورده است تا حقيقة ملك او باشد و گرنه اگر چنين بود او مىتوانست پس از وجود يافتن آن دارايى آن را از آفتها حفظ كند و اگر چنين بود آن داراييها برايش باقى مىماند . پس آيا جز اين است كه بنده در آنچه در اختيار اوست هيچ تأثيرى و يا نسبت به آن هيچ مالكيت حقيقى ندارد ؟