وى را به نزد جدّش برگرداند امّا ، ديرى نپاييد و تازه به سنينى پا مىگذاشت كه در آن ، معنى سرپرست و حامى را درك مىكرد و بدان نياز داشت ، امّا جدّش نيز وفات يافت و آن بزرگمرد به خانهء عمويش كه عائلهمند و تنگدست بود منتقل شد و در آنجا نيز عملا اين را آموخت كه چگونه در هنگامى كه كودكان همه با هم به سوى سفره دست مىگشايند صبر و تأمّل كند ، چه اين كه وى در آن دوران در چنين هنگامى دست به سوى سفره دراز نمىكرد .
از آن پس نيز آن حضرت در چراندن گوسفندان و پس از آن در كسب رزق و روزى مورد نياز خود صبورى آموخت .
بدينترتيب براى رسول خدا ( ص ) صبر اندوخته و پشتوانهاى بود كه او را براى رويارويى با سختيهاى روزگار و مشكلات زمانه آماده مىساخت و وى به كمك آن بتنهايى و با صبورى و پايدارى همه سنگينيهاى زندگى را بر دوش مىكشيد .
او همچنان كه در مقابل گرفتاريها و مصايب و در برابر كمى مال و ثروت صابر و شكيبا بود ، در نعمت فراوانى ثروت و دارايى نيز پايدار و با ظرفيّت بود و آن هنگام كه از طريق كار و تلاش بر روى سرمايههاى خديجه كه اينك همسر او بود ثروت فراوانى در اختيار آن حضرت قرار گرفت ، طغيان و سركشى در پيش نگرفت و بدينسان نعمت را تحمّل كرد آنگونه كه نقمت را تحمّل كرده بود و در نعمت خود را كنترل كرد آنگونه كه در نقمت و بلا خويشتندارى نموده بود و نه در آن زمان ناشكيب بود و نه در اين زمان سرمست و به خود مغرور ، آنسان كه خداوند در قرآن كريم بيان فرموده كه آنكس كه در زمان محروميّت و نداشتن مأيوس و نوميد نشود و در زمان آسايش و برخوردارى طغيان نورزد ، همو مؤمن پايدار و صبور است ، آنجا كه مىفرمايد : « اگر انسان را از رحمتى از پيشگاه خود بر خوردار سازيم و سپس آن را از او برگيريم ، او ناسپاس و بسيار مأيوس مىشود و اگر او را پس از گرفتارى و سختى آسايش و نعمت بچشانيم ، مىگويد بديها از من رخت بربست و
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: حسين صابري
ص٤٣٧