تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
ويژه كه نوعى قرعه‌كشى مرسوم در جاهليّت بود . رسول خدا ( ص ) قبل از مبعوث شدن از همه اين محرّمات پرهيز مىكرد و اين امر تنها به تقويت روح و روان با نيروى صبر و نيز قدرت بردبارى و تحمّلى كه خداوند به رسول خود داده بود ميسّر مىگرديد . ج : صبر بر مصيبتهايى كه در طول زندگى بر شخص وارد مىآيد . اگر اين نوع صبر را نيز در نظر بگيريم خواهيم ديد كه محمّد ( ص ) براى آن پا به صحنه زندگى گذاشته بود كه صبور و شكرگزار باشد ، چه در همان آغاز كه وى هنوز با زندگى آشنا مىشد ، مادرش بدرود حيات گفت و دايهء حبشى آن حضرت
هامش
بحيره آن بود كه چون شترى پنج بار آبستن مىشد پس از آخرين بار گوش آن را مىشكافتند و از آن پس كشتن و خوردن گوشت آن يا سوار شدن بر آن را بر خود حرام مىدانستند . سائبه آن بود كه گاه به نذر مىگفتند : « شترم آزاد است » و پس از تحقّق نذر مانند بحيره سوار شدن بر آن و كشتن و خوردن گوشت آن را بر خود حرام مىدانستند . وصيله آن بود كه اگر گوسفندى برّهء ماده‌اى مىزاييد آن را براى خود نگه مىداشتند و اگر نر مىزاييد آن را براى خدايان قرار مىدادند و اگر دو قلو هم نر و هم ماده مىزاييد ، بره نر را براى بتان يا خدايان ذبح نمىكردند . حامى نيز كه اگر از شتر نرى ده شتر به وجود مىآمد بر آن سوار نمىشدند و رهايش مىگذاشتند . نقل به معنى از الميزان ، ج 6 ، ص 158 - 156 . امّا در چهار مورد اخير به حيواناتى اشاره دارد كه به كيفيّتهاى گوناگون از بين مىرفتند و گوشت آنها با اين كيفيت - اگر كه تذكيه نشود - از نظر اسلام حرام است ، امّا اعراب آنها را براى خود حلال مىشمردند . اينك مفهوم خلاصه‌اى از هر يك را بيان مىداريم : منخنقه : حيوانى را گويند كه با خفه كردن يا خفه شدن بميرد . موقوذه : حيوانى را گويند كه بر اثر زدن به آن بميرد . مترديه : حيوانى است كه از بلندى بيفتد و هلاك شود . نطيحه : نيز حيوانى است كه حيوان ديگر آن را بكشد . نقل به معنى از الميزان ، ج 5 ، ص 164 و 165 - م .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 436 | حسين صابري / محمد أبو زهرة