الف : صبر بر گرفتاريهايى كه براى انسان پيش مىآيد .
يكى از گرفتاريهاى از اين نوع كه بر رسول خدا ( ص ) رسيد فقر و تنگدستى بود ، امّا آن حضرت هرگز خود را به سبب اين فقر گرفتار ذلّت نساخت و به خوارى تن در نداد و به خاطر ضعفى كه فقر به وجود مىآورد تسليم ديگران نشد ، بلكه با صبر و پايدارى و با سعى و تلاش و كوششى پيگير به همان اندكى كه داشت بسنده مىكرد و از آن خشنود بود تا اجازه ندهد فقر باعث آن گردد كه احساس زبونى و خوارى در روان او راه يابد يا در اثر نيازمندى قدرتها و قابليّتهاى معنوى و درونى او به بيهودگى رود . چنين صبرى صبر پيامبر است كه هرگز نشانى از خوارى و ذلّت فقر در او مشاهده نشد ، بلكه حتّى زمانى كه سفرهاى پهن مىشد او اوّلين كسى نبود كه دست به سوى آن دراز مىكرد و در دوران خردسالى خود از آنانى نبود كه زودتر به سوى به دست آوردن غذايى پيش مىتازند و ديگران را به كنارى مىزنند .
او حتّى در آن دوران مراقب بود تا هرگز دست به چنين كارى نزند حتّى اگر به قيمت از دست دادن غذا تمام شود .
ب : صبر بر محروميّت از رسيدن به خواستهها و شهوات نفس و پايدارى در سركوب آن و صبر بر دفع انديشههاى فاسد و پايدارى در مقابل برخى از مقتضيات جامعهء بتپرستان چون تحريم امور حلالى از قبيل « بحيره » ، « سائبه » ، « وصيله » و « حامى » و يا حلال و مباح شمردن امور حرامى چون « منخنقه » ، « موقوذه » ، « مترديّه » ، « نطيحه » « 61 » ، شرب خمر ، قماربازى و قرعهكشى با « ازلام » يا تيركهاى
هامش
( 61 ) - گفتنى است كه از موارد فوق چهار مورد نخست به سنّتهايى اشاره دارد كه اعراب در دوران جاهليّت براى برخى از چهارپايان داشتند كه حاكى از نوعى احترام براى آنها بود ، امّا اسلام همهء آنها را نفى كرد . در مورد هر يك از اينها اختلافاتى وجود دارد كه ما براى تبيين آنها در حدّى كه در اينجا لازم است نخستين قولى را كه علّامه طباطبايى دربارهء آن ذكر كرده است مىآوريم و تحقيق بيشتر را به خوانندگان علاقهمند وا مىگذاريم :