مىكرد نمىتوانست بر آنها غلبه يابد ، چرا كه اين حقيقتى روشن است كه هيچكس نمىتواند به رويارويى چنان رذيلتهايى برود مگر انسانهاى صبور و پايدارى كه زمينههاى شهوت را در درون خود درهم كوبيده و نفس را از پيروى خواستههاى خود و گرايشهاى شيطانى دور ساخته باشد .
بىترديد قويترين مظاهر صبر خويشتندارى است و همين است كه هركس در زندگى محمّد بن عبد اللّه ( ص ) بنگرد آن را از آغاز زندگى و خردسالى آن حضرت تا دوران جوانى و تا آن زمان كه مردى كامل شد مشاهده خواهد كرد و در آن حضرت اصرار و پايداريى بر خلق و خويى واحد كه همان خوى فضيلت است و عقيدهاى واحد كه خداپرستى است خواهد يافت كه هرچيزى در پيرامون آن به تزلزل در مىآيد امّا در آن هيچ تزلزلى راه نمىيابد .
روشن است كه اتّخاذ چنين موضعى جز براى انسانى صبور و پايدار ممكن نيست انسانى كه نه داشتن او را مغرور و سرمست مىسازد ، نه فقر او را نالان و نگران ، نه رواج فراوان تقديس بتان او را به آنها متمايل مىسازد و نه تقليد بزرگان و گذشتگان او را بدين وا مىدارد كه سر در مقابل بتى فرود آورد و يا به سلطه و قدرت آن اعتراف كند ، بلكه در درون خويش ، در جامعهء خود و در همهء جوانب و مظاهر زندگى خويش به رويارويى با بتپرستى برمىخيزد ، بىآنكه به گناهى آلوده و يا از كسانى كه سر در مقابل بتها فرو مىنهند خشنود و شادمان باشد .
چنين ويژگيهايى به خويشتندارى ، درستانديشى و داشتن ديدگاهى درست و صبرى عميق نيازمند است كه در ژرفاى دل و در جاى جاى قلب نفوذ كند و اين همه جز براى انسانى صبور و پايدار كه با سلاح صبر رخدادها را مغلوب خود مىسازد و با نباختن خود و نگران نشدن بر دشمنان چيره مىگردد امكانپذير نخواهد بود .
صبر به اعتبار اختلاف موضوع و مورد آن و نيز صدماتى كه شخص صبور با آن مواجه مىشود داراى اقسامى است :
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: حسين صابري
ص٤٣٤