تحمّل مىكرد متحمّل مىشدند .
ليكن چنين برمىآيد كه آنان يكبار و بلكه برخى از آنان چندين مرتبه چيزهايى از آن حضرت خواستند كه در اختيار نداشت و به همين سبب از آنان دلگير شد و در مقابل چنين سوگند ياد كرد كه يك ماه با هيچ كدام به بستر نرود . وى بدينترتيب از همه آنها دورى گزيد و در خانهء اختصاصى خود نشست . در همين ايّام بود كه يك روز عمر بر آن حضرت وارد شد و ايشان را بر حصيرى خوابيده ديد كه جسم ايشان را آزرده بود . پس ديدگانش در اشك نشست ، امّا رسول خدا ( ص ) به وى فرمود : « تو را چه مىشود ؟ » او گفت : « تو برگزيدهء خلق خدايى در حالى كه قيصر و كسرى در چنان وضعيّتى به سر مىبرند » . پس آن حضرت در حالى كه چهرهء مبارك سرخ شده بود نشست و فرمود : « اى پسر خطاب ، آيا تو در ترديدى ؟ آنان كسانىاند كه خداوند خوشيهاى آنان را در زندگى دنيا به ايشان داده است . آيا خشنود نمىشوى كه دنيا براى آنان و آخرت براى ما باشد ؟ » .
به هر حال ، در پى اين تصميم رسول خدا ( ص ) بود كه خداوند اين اقدام آن حضرت را كه يك ماه زنان خويش را بر خود حرام كرده است مورد عتاب قرار داد و فرمود : « اى پيامبر ، چرا آنچه را خداوند برايت حلال كرده بر خود حرام مىدارى و خشنودى و رضايت همسران خود را مىجويى ؟ و خداوند غفور و رحيم است .
خداوند گشودن سوگندها را براى شما مقرر داشته و خداوند مولاى شما و همو آگاه و حكيم است . آنگاه كه پيامبر با برخى از همسران خود رازى در ميان نهاد و وى نيز آن را براى ديگران فاش ساخت و از ديگر سوى نيز خداوند اين ماجرا را بر پيامبر خود آشكار ساخت و او نيز برخى از آن را بيان و از بيان برخى ديگر اعراض فرمود و آنگاه كه خبر اين كار همسرش را به وى داد ، وى با شگفتى گفت : « چه كسى تو را از اين ماجرا آگاه ساخته است ؟ » فرمود : « خداوند داناى آگاه مرا از اين امر با خبر كرد » . اينك اى دو همسر رسول خدا ، حفصه و عايشه اگر به درگاه خداوند توبه كنيد همين بهتر است كه دلهايتان راه كژى پيموده بود و اگر عليه او
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 431
مساهمون: حسين صابري
ص٤٣١