رحمتى است كه خداوند در دل هر كه از بندگان خويش بخواهد جاى مىدهد و همو جز بر بندگان مهربان خود مهر نمىورزد » .
در جايى ديگر ، اين مهر و محبّت با مواظبت بر اداى وظيفه ، خود را در ماجراى مرگ فرزند رسول خدا ( ص ) ابراهيم - كه خداوند او را در سنين بالا به رسول خود بخشيد و سپس اين امانت را باز پس گرفت ، نشان داد . آنسان كه روايت شده است هيچگاه آثار اندوه و غم پدرانه چنان كه در وفات ابراهيم بود بر چهرهء رسول خدا ديده نشد ؛ چه او از اندوه آنچه بر وى رسيده - و بسيار سنگين نيز بود - گريست ، امّا در همين هنگام چون اسامة بن زيد آن حضرت را در حال گريه مشاهده كرد و فرياد و ناله بركشيد ، آن رسول حق به وى فرمود : « اى اسامه ، گريه از رحمان است و ناله و شيون از شيطان » .
او در همان حالت گريه مىفرمود : « مرگ حقّ است ، امّا دل اندوهگين و ديده اشكبار مىشود و ما در فراقت ، اى ابراهيم ، غمگينيم » .
اتّفاقا در همان روز خورشيد گرفت و در اينجا بود كه دوستداران آن حضرت گفتند : « خورشيد به سبب مرگ ابراهيم كسوف كرده است » . امّا پيامبرى كه پاسدار عقايد درست و دور از اوهام بود ، غم خويش را به فراموشى سپرد يا آنچنان كه پيوسته چنين بود وظيفه را بر احساس اندوه خود غلبه داد و به خطبه ايستاد و فرمود : « خورشيد و ماه دو آيت الهىاند كه براى مرگ كسى يا براى زندگى كسى كسوف و خسوف نمىكنند » .
آن حضرت پس از آن مردم را امامت كرد و نماز آيات به جاى آوردند .
محمّد بن عبد اللّه ( ص ) بدينگونه مردى پر مهر ، دلسوز ، آشنا و مهربان بود ، امّا هرگز عواطف و احساسات فردى او وظيفهاش را تحت تأثير قرار نمىداد ، بلكه هميشه وظيفه برخوردار از اولويّت و شايسته آن بود كه بر هر چيزى مقدّم داشته شود .
مهربانى و دلسوزى او فراگير و بدينترتيب رحمتى همه جا گستر است كه به
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 387
مساهمون: حسين صابري
ص٣٨٧