در اين ماجرا البتّه به فرض صحت دو نكته كه ظاهرا متناقض با يكديگر نيز به نظر مىرسد جلوهگر است : نخست دردمندى رسول خدا ( ص ) بدان سبب كه عموى محبوبش اسير شده و اينك تلخى و رنج اسارت را مىچشد كه اين امر پيامبر را اندوهگين مىساخت و آن حضرت بر عموى خود به همين سبب دل مىسوزاند ؛ ديگر عدالت ثابت و استوارى كه به موجب آن همهء مردم در نتايجى كه در پى كارهاى خود مىبينند و نتايجى كه به طور طبيعى بر كردار آنان مترتّب مىگردد با يكديگر برابر و همسانند .
بنابراين در اين ماجرا گرايشهاى عاطفى و انگيزهء مهر و دوستى در كنار اجراى موجبات عدالت قرار گرفته و اين در حالى است كه چنين چيزى براى كسى جز محمّد سخت و دشوار مىباشد .
در جايى ديگر نيز اين همزيستى ميان انگيزهء عاطفى مهر و دوستى و علاقهمندى و اصرار بر عدالت و پايبندى به وظيفه در شخصيّت رسول خدا ( ص ) خود را در ماجراى اسارت همسر دختر آن حضرت نشان مىدهد . داماد پيامبر در يكى از غزوهها به اسارت مسلمانان در آمد و آن حضرت وى را از پرداخت فديه براى آزادى خويش معاف نفرمود و اين را نپذيرفت كه وى بدون پرداخت فديه آزاد شود . در پى آن ، زينب همسر وى و دختر رسول خدا ( ص ) گردنبندى را كه در زمان عروسى وى مادرش خديجه - آن گراميترين زنان نزد پيامبر ( ص ) - به او داده بود براى فديهء آزادى شوهرش به خدمت آن حضرت فرستاد . در اينجا بود كه در دل آن مرد عدالتگر امورى كه همه مىتوانست در آن قلب شفيق و پر مهر تأثير بگذارد در كنار هم قرار گرفت . در اينجا دلسوزى بر دختر خويش ، خاطرات وفادارترين ، نيكوكارترين ، پرمهرترين و گراميترين زنان در نظر رسول خدا ( ص ) و بالاخره آن عدالتى كه لازم بود و براساس آن مىبايست هيچ تفاوتى ميان اسيرى با اسير ديگر نباشد در قلب و انديشهء رسول خدا ( ص ) خودنمايى مىكرد . اينجا تكليفى سخت و طاقت فرسا و احساس و عاطفهاى قوى رو در روى هم قرار داشت . اينك اين
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: حسين صابري
ص٣٨٥