اگر گفتهاند گذشت و گشادهرويى خوى مسيح بود و او خطاكاران را مورد گذشت و بخشش قرار مىداد ، مىگوييم چنين خويى خوى همهء پيامبران و بويژه خوى محمّد بن عبد اللّه ( ص ) بود . اين ، خوى و خصلتى مبتنى بر كار و تلاش مثبت بود نه مبتنى بر تروك و مبارزهاى منفى با ناشايستها ؛ چه او كارهاى نيك را انجام مىداد و از كارهاى بد دورى مىگزيد .
رسول خدا ( ص ) همچنين تاجرى بردبار و با گذشت و گشادهروى بود ، تا آنجا كه روايت شده است وى قبل از بعثت كالايى را به يكى از قريشيان فروخت و مقدارى از كالاى فروخته شده باقى ماند كه آن مشترى قرشى آن را از رسول خدا ( ص ) نگرفته بود . به همين سبب پيامبر ( ص ) سه شب در انتظار او به سر برد و هر شب به آن نقطهاى كه از هم جدا شده بودند مىرفت و در آنجا منتظر مىماند تا او را گم نكند و ديگر نتواند او را بيابد و در نتيجه حقّى كه از آن اوست تضييع گردد .
اين خوى در دوران پس از بعثت نيز ادامه يافت و همين يكى از اركان پيشرفت دعوت و پشتوانههاى آن بود . او در اين دوران در پاسخ به دعوت الهى كه « عفو را پيشگير و به نيكى امر كن و از جاهلان دورى گزين » « 14 » شيوهء عفو از خطاهاى ديگران و دورى گزيدن از جاهليّت را در پيش گرفت .
همين خلق و خوى بود كه بىآنكه دليل و برهانى در كار باشد ، مردم را به سوى ايمان جذب مىكرد ، هرچند حقيقت به خودى خود واضح و آشكار بود و اين خلق و خوى پيامبر بزرگوار ( ص ) بر وضوح آن مىافزود .
شايسته است واقعهاى را متذكّر گرديم كه در طىّ آن ، عفو و گذشت موجب كشاندن كسى به سمت اسلام شده است :
يك روز در حالى كه مردم در حال گفتگو با همديگر و سرگرم صحبت بودند
هامش
( 14 ) - اعراف / 199 .