كناره گيرند ؛ براى هر وضعيّتى و موقعيّتى اندوختهاى و ساز و توشهاى داشت ؛ نه از آنچه حق بود كوتاهى و نه از آن تجاوز مىكرد ؛ كسانى از مردم كه در پى او بودند ، نيكوترين خلق بودند و بالاخره برترين مردم در نزد او خير خواهترين آنان براى همگان و با منزلتترين افراد در پيشگاه او آن كسى بود كه بيش از همه با ديگران ابراز همدردى و پشتيبانى مىكرد » « 15 » .
هند دربارهء چگونگى نشستن رسول خدا ( ص ) مىفرمايد :
« وقتى به ميان مردمى مىرفت ، در مجلس آنان در هرجا كه جاى نشستن بود مىنشست و ديگران را نيز به همين شيوه امر مىفرمود ؛ به هر يك از كسانى كه با او در جايى مىنشستند همانقدر از احترامى كه شايستهاش بود ارزانى مىداشت به گونهاى كه هيچكس چنين احساس نمىكرد كه در پيشگاه آن حضرت كسى ديگر را بر او برترى است ؛ با هركس كه با او مىنشست و يا به گفت و شنود مىپرداخت آنقدر صبر و حوصله از خود نشان مىداد تا آنكه آن كس مىرفت ؛ هركس از او چيزى مىخواست ، وى را باز نمىگرداند مگر با آوردن خواستهء او و يا حدّاقل با سخنانى كه او را آرامش مىبخشيد . مردم از گشادهرويى و خوى خوش او در راحتى و آسايش بودند و او پدرى براى آنان شده بود و از نظر او مردم همه در حقوقى كه دارند برابر و يكسان شمرده مىشدند .
مجلسى كه وى در آن حضور داشت مجلس حكمت و حيا و صبر و امانت بود ، در آن صداها بلند نمىشد و حرمتها شكسته نمىگرديد ، سخنان ناخواستهاى از جانب او به ميان نمىآمد ؛ مردم در آن مجلس همه با يكديگر برابر بودند و تنها مايهء برترى برخى از آنان بر برخى ديگر تقوى و پرهيزكارى بود ؛ نيز همه در آنجا متواضع و فروتن بودند و بزرگ را مورد توقير و احترام و خردسال را مورد رحمت و مهربانى قرار مىدادند و نيازمند را در طرح خواستههاى خويش بر خود مقدّم مىداشتند و حرمت غريب و ناآشنا را نگه مىداشتند » « 16 » .
وى در ادامه در وصف شيوهء برخورد رسول خدا ( ص ) با همنشينان خود مىگويد :
هامش
( 15 ) - البداية و النهاية ، ج 6 ، ص 32 و 33 .
( 16 ) - همان . ص 33 .