مىدهد كه به كارهاى مثبتى كه به مردم و بويژه نزديكان انسان سود مىرساند دست مىزنند ، آنسان كه در مورد آن مرد نخست ديديم كه وى به پدر و مادر خود چگونه نيكى مىكند و آن دو را بر كودكان خردسال خود مقدّم مىدارد و فرزندان خود را در انتظار مىگذارد تا پدر و مادر خويش را آزرده خاطر نسازد . اين نمونهاى از ايثار است ، چرا كه فرزندان پارهاى از آن مرد محسوب مىشدند و مقدّم داشتن پدر و مادر بر آنان مقدّم داشتن ايشان بر خود وى بود . به عبارت ديگر در اينجا مقدّم داشتن والدين بر كودكان نمودى از ايثار و به عكس آن مقدّم داشتن فرزندان بر پدر و مادر نشانى و مصداقى از خودپسندى بود . امّا آن مرد با اولويّت دادن به پدر و مادر خود مصداق اين آيه قرار گرفت كه : « هر چند خود نيازمند و تنگدست باشند ديگران را بر خود برمىگزينند » « 10 » .
رابعا : داستان گوياى اين است كه خوددارى از دامن زدن به شرور پس از فراهم آمدن زمينهها و فشار عوامل و گرايشها ، از كارهاى مثبتى است كه شخص در مقابل آن پاداش داده مىشود . بنابراين ، در اينجا هم فضيلت مورد بحث يك كار مثبت است نه صرفا يك امتناع .
خامسا : ماجرا بر اين دلالت دارد كه وفاى به حقوق فضيلتى اسلامى است و آنكس كه حق ديگران را پايمال كند به خداوند نزديك نيست ، بلكه نزديكترين مردم به خداوند كسى است كه حقّ هر صاحب حقى را به وى بدهد . داستان ، ضمنا گوياى اين نيز هست كه بايد مزد كارگر به وى داده شود و اين كار قبل از آنكه عرق وى خشك شود صورت گيرد كه « خداوند پاداش هر كه را كار نيكى به جاى آورد ضايع نمىسازد » « 11 » .
ز : علاوه بر همهء اينها ، استوارى سخن در توصيههاى اخلاقى و در
هامش
( 10 ) - حشر / 9 .
( 11 ) - اشاره به كهف / 30 .