رفت و با چنين انديشهء حكيمانهاى مدينهء فاضلهاى را كه بر اساس حكم خداوند و امر و نهى او استوار شده بود ، اداره كرد و تشكيلاتى اسلامى را در آن به اجرا در آورد .
بلاغت
123 - رسول خدا ( ص ) فردى از قريش بود و در ميان قبيلهاى نشأت يافت كه زبان و لهجهء آن فصيحترين لهجههاست . او در موسم حج در بازارهاى مكّه حضور مىيافت و طعم شيرين اشعارى را كه در آنجا سروده مىشد مىچشيد . وى همچنين در ميان خاندان بنى سعد كه جزئى از قبيلهء هوازن به شمار مىرفت فصاحت بيشترى يافت ؛ چه ، هوازن از فصيحترين اعراب بودند . بدينترتيب در گفتار او ، زبان عقل و منطق و تمدّنى نسبى كه در مكّهء مكرّمه وجود داشت با سادگى باديه نشينى و شيرينى و روانى الفاظ كه در لهجهء فصيحترين قبيلهء باديه نشين خودنمايى مىكرد در كنار هم قرار گرفت .
به همين دليل ، محمّد بن عبد اللّه در گفتار خود فصيحترين مردم بود كه از حكمت و حقايق ناب سخن مىگفت و آن هنگام كه به راهنمايى و ارشاد مردم دهان مىگشود ، كلمات او به سان گوهرهايى بود كه بدور از آراستگيهاى تصنّعى در ميان مردم پراكنده مىشد و اصول سخن و حقايق ناب را در خود داشت .
هنگامى كه در برخورد با مردم و در شب نشينيهاى پيراسته از بىعفّتى آنان سخن مىگفت ، كلام او زلال گوارايى بود كه به سان نسيمى خوش و آرام در دلها جريان مىيافت و آب طراوت بخشى بود كه به قلبها خرّمى مىبخشيد و تشنگى دلها را به سيرابى مبدّل مىساخت .
امّ معبد دربارهء گفتار رسول خدا ( ص ) در دوران پس از بعثت چنين مىگويد : « به گاه سكوت ، وقار در او نمايان بود و به گاه سخن ، و الا . زيبايى و ظرافت ، سخن او را والايى مىبخشيد ، سخنش شيرين و ناب بود ، نه بىمقدار و