تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
دشوار به شمار مىرفت ؛ چه اين خانه مقدّس‌ترين بنايى بود كه آدميزادگان مىساختند و مردمان شهر و روستا به پا مىكردند . زيرا اين كعبه بود ، « نخستين خانه‌اى بود مبارك كه براى مردم برپا مىشد » « 19 » . قريشيان ناگزير بودند قبل از بناى مجدّد كعبه باقيمانده‌هاى آن را خراب كنند . چنين به نظر مىرسد كه گذشت زمانهاى طولانى بر آن بنا و سنگهاى آن باعث شده بود تا برخى از جانوران در نزديك آن زندگى كنند . در خبر آمده است كه مردم چون خواستند به خانه نزديك شوند به گمان خود ، مارى را ديدند كه خانه را در ميان گرفته و سر روى دم گذاشته است . آنان بشدّت از آن مار ترسيدند و اين بيم به خاطرشان رسيد كه ممكن است به سبب اين اقدام خود به هلاكت و بلا گرفتار شده باشند . مردم بدين سبب نگران و درمانده شدند و هيچ‌كس گام پيش نمىنهاد و بدين‌ترتيب كار روى دست آنها ماند و ماجرا برايشان مشتبه گشت . چون چنين شد ، آنان گمان كردند كه اين رخداد به خاطر گناهكارى ايشان در هنگام بناى خانه رخ داده يا مال و ثروتشان حلال نيست ، يا در كارى كه انجام داده‌اند ناپاكى و ناخالصى بوده و يا آن‌كه در دلها مشكلى است . در اين هنگام بود كه مغيره مخزومى برخاست و چنين بديشان اندرز داد كه حسد نورزند ، با يكديگر مشاجره نكنند و كار را با هم تقسيم نمايند و از نو عزم خود را جزم كنند . در البداية و النهاية ابن كثير آمده است كه : « چون ديگر بار عزم آن كار كردند ، آن مار رفت و از ديدگان آنها غايب شد و آنان چنين فكر كردند كه اين ماجرا از سوى خداوند و براى اندرز گرفتن ايشان بوده است » « 20 » . اگر خبر فوق صحّت داشته باشد بايد آن را چنين تصوّير كنيم كه مارى در
هامش
( 19 ) - آل عمران / 96 . ( 20 ) - البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 300 . - م .