تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
محدود سازد ، نه به چيزهايى چون قيافه‌شناسى ، طالع‌بينى ، اسب‌شناسى ، آگاهى از انساب و تاريخ و نيز به تكلف در سرودن شعر و ديگر چيزهايى كه عرب به آن‌ها افتخار مىكرد ، تا در نتيجه چون قرآن كريم را مىآورد و سخنانى شگفت بر زبان مىراند ، آشكارترين دليل باشد كه اين قرآن و اين سخن از جانب خداوند است . همو مدعى است اين‌كه خداوند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از دانش آداب و اخبار و نيز اشعار آن مردم محروم بداشت نه بدان هدف بود كه او از كسانى كه توان نوشتن دارند و حساب مىدانند و سخنور و نكته‌سنجند فروتر باشد ، بلكه بدان منظور بود كه او يك پيامبر باشد و خداوند خود در تعاليم او آنچه را پاك‌تر و پوياتر است برگزيند . پس خداوند او را كاستى داد تا بر او بيفزايد و بازداشت تا عطا دهد و از اندك محجوب ساخت تا آنچه بيشتر است برايش رخ نمايد . جاحظ گفته : اين استاد راه خطا پيموده ، هرچند خير و نيكى را خواسته و البته به تناسب مقدار دانايى و سطح فهم خويش سخن گفته است . امّا بهتر آن بود كه بگويد : ابزار خواندن ، نوشتن ، حساب كردن ، شعر سرودن و يا نقل همه نسب‌هاى عرب براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فراهم و كامل بود و او همه را در اختيار داشت ، امّا توجه خود را از آن نيروها و از آن توانايى به آنچه براى مقام نبوت پيراسته‌تر و به مرتبهء رسالت نزديك‌تر است مصروف داشت ، هرچند اگر به ايراد خطبه نياز مىافتاد او خود سخنورترين خطيب و بليغ‌ترين سخنران بود و بيش از هركس قيافه‌شناسى مىدانست . اگر آن حضرت در ظاهر كار نيز نوشتن و حساب مىدانست و شاعر و سخنور بود و از علم قيافه آگاهى داشت و از آن پس خداوند برهان‌هاى رسالت و آيه‌هاى نبوت را به او عطا مىفرمود ، اين امر مانع آن نبود كه باور داشتن او را واجب سازد و به فرمانبرى او و گردن نهادن به دستور او در خوشايند و ناخوشايند و در خشم و خشنودى الزام كند . امّا خداوند چنين اراده فرمود كه دل‌ها از شناخت آنچه او آورده بود انحراف نيابد و بهانه‌جويان بهانه‌اى در برابر او نداشته باشند و در نتيجه در برابر شناخت او هيچ حجابى هر چند اندك وجود نداشته باشد و از اين رهگذر رنج كمترى بر مردم آيد و به آزمون آسان‌ترى درآمده باشند . از همين‌رو ، خداوند او را از آنچه مردم خود را به تكليف بدان درافكنده بودند و بر سر آن بر همديگر پيشى مىجستند مصروف بداشت و از آن پس چون او در دوره‌اى بس دراز از سرودن و نقل شعر فاصله گرفت ديگر زبانش نيز بدان گويا نمىشد - و عادت همواره همزاد سرشت انسان است . امّا در غير شعر ، او خود از هر سخنورى سخنورتر و از هر سخن‌سرايى سخن‌سراتر بود و بيش از هر خبره دانش قيافه مىدانست و ابزار اين مهارت‌ها