همو گفته است : انسان را جهان كوچك ، چكيدهء جهان بزرگ ناميدهاند و او را داراى حواس پنجگانه يافتهاند و ديدهاند كه گوشت و دانه و همهء چيزهايى را كه خوراك چهارپايان و حتى درندگان است مىخورد ، چونان كه در او تاز شتران ، پرش شيران ، نيرنگ گرگان ، فريبكارى روباهان ، آهنگ چكاوكان ، پيوستگى مورچگان ، مهارت موريانهها ، سخاوت خروسان ، خوگيرى سگان و راهيابى كبوتران را ديدهاند .
باز گفته است : او را جهان كوچك ناميدهاند ، از آن روى كه هرچيز را با دست شكل مىدهد ، هر صدايى را با دهان تقليد مىكند ، هم از آن روى كه اندامهاى او بر سياق برجهاى دوازدهگانه و ستارگان هفتگانه قسمت شده است ؛ در او صفرا وجود دارد كه حاصلى از آتش است ، سودا وجود دارد كه از طبع خاك است ، خون وجود دارد كه از باد و هواست و بلغم وجود دارد كه از آب است :
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
. « 1 »
ابو فراس حمدانى از آيه
يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ
« 2 » كه مقصود از آن روى زيبا و نكوست « 3 » ، هم واژه و هم درونمايه را اقتباس كرده و در غزل خود چنين آورده است :
كان قضيبا له انثناء * و كان بدرا له ضياء
فزاده ربه عذارا * تم به الحسن و البهاء
لا تعجبوا ربنا قدير * يزيد فى الخلق ما يشاء « 4 »
هامش
( 1 ) . مؤمنون / 14 .
( 2 ) . فاطر / 1 : در آفرينش هرچه بخواهد مىافزايد . متن كامل آيهء نيز چنين است :الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ- ت .
( 3 ) . در تفسير طبرى ( ج 22 ، ص 114 ) و نيز تفسير فخر رازى ( ج 26 ، ص 2 ) آمده است كه مقصود از اين افزودن ، افزودن بر تعداد بالهاى فرشتگان و تفاوت اين بالها با بال پرندگان است . امّا برخى از مفسران اين افزودن را به چيزهايى ديگر اختصاص داده و گفتهاند : مقصود روى خوش و زيباست ، برخى گفتهاند : مقصود صداى خوش است و برخى هم گفتهاند : مقصود هر صفت پسنديدهاى است . از اين ميان سزاوارتر از همه اين است كه گفته شود : آيه همهء اين موارد را دربر مىگيرد - ت .
( 4 ) . شاخهاى بود خميده و بدرى پرفروغ
خداوند او را عذار افزود و با آن نكويى و درخشش را كامل ساخت .
شگفتى مكنيد كه پروردگارمان تواناست ؛ در آفرينش هرچه بخواهد مىافزايد .
ناگفته نماند در ديوان ابو فراس ( ج 2 ، ص 5 ) پس از بيت نخست اين بيت آمده است :و كان يحكى الهلال وجها * و الناس فى حبه سواء