همت مردم مصروف به دست آوردن شمار فراوانى از آنها شده است . و فرمود :
زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ
« 1 » . خداوند در اين آيه از ميان همهء چهارپايان تنها از اسب به صورت ويژه و جداگانه ياد كرد تا نشانى باشد از جايگاه ارجمند اسب در ميان نعمتهايى كه خداوند به انسان ارزانى داشته است . خداوند سپس به چيزهايى گرانسنگ از آفريدههاى خويش قسم خورده و فرموده است :
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً * فَالْمُورِياتِ قَدْحاً * فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً
« 2 » ؛ و بدين سان دانسته شده كه اينها از صفات اسبان است .
افزون بر اين ، واژهء « خير » كه ضد شر است و بر برترين چيزها دلالت مىكند بر اسب نهاده شده ، چونان كه خداوند در داستان سليمان فرموده است :
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ * فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ
« 3 » . مفسران در اين اختلافى ندارند كه در اين آيه ، مقصود از واژهء خير همان اسب است . عادت تازيان نيز بر اين استمرار يافته كه واژهء خير را براى اسب به كار گيرند ، آنسان كه شاعر « 4 » گفته است :
الخير ما طلعت شمس و ما غربت * موكل بنواصى الخيل معقود « 5 »
هامش
( 1 ) . آل عمران / 14 : دوستى خواستنىها از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سيم و اسبهاى نشاندار و دامها و كشتزارها براى مردم آراسته شده است .
( 2 ) . عاديات / 1 - 3 : سوگند به ماديانهايى كه با همهمه تازانند و با سمهاى خود از سنگ برق همى جهانند و صبحگاهان هجوم آرند .
( 3 ) . ص / 31 و 32 : هنگامى كه طرف غروب اسبهاى اصيل را بر او عرضه كردند ، [ سليمان ] گفت : واقعا من دوستى اسبان را بر ياد پروردگارم ترجيح دادم تا خورشيد در پس حجاب ظلمت شد .
( 4 ) . در اينباره كه بيت حاضر از آن كيست اختلاف نظر وجود دارد : در كتاب الخيل ( ص 16 ) اين بيت از آن امرؤ القيس دانسته شده و بيت دوم در آن چنين آمده است :معلّق بنواصى الخيل معصوبابو عبيده ، امّا در كتاب الخيل ( ص 16 ) همين بيت را از ابراهيم بن عمران كه مردى از انصار بود روايت مىكند و در آنجا بيت دوم را چنين مىآورد :معلق بنواصى الخيل مطلوبدر ديوان امرىء القيس ( ق 48 ، ص 225 ) همين بيت با ذكر اين نكته كه گفته مىشود بيت از آن ابراهيم بن بشير انصارى است آمده و آنجا مصراع دوم چنين نقل شده است :مطلب بنواصى الخيل معصوب- ت .
( 5 ) . تا خورشيد طلوع و غروب مىكند خير به پيشانى اسب بسته و بدان آويزان است .