چه شب و چه روز آتشى روشن مىبينيد . در اين ميان مجوسيان كه چراغهاى اهل كتاب را برنمىتابند آتشكدهها برپا كردهاند و بر اين آتشكدهها نگاهبانان گماشتهاند و وقفها كردهاند .
يكى از ديگر آتشهاى خدا آتش برق است . عربى باديهنشين در شعر خود از آن ياد كرده و به نيكوترين بيان از آن سخن گفته است :
نار تجدد للعيدان نضرتها * و النار تأخذ عيدانا فتحترق « 1 »
مقصود شاعر آن است كه هر آتشى در دنيا چوب را مىسوزاند و مصرف مىكند ، مگر اين آتش كه باران فرومىريزد و چون باران بيايد خداوند به درختها طراوتى دوباره دهد و بر آنها شاخههاى نو مىروياند .
يكى از ديگر آتشها آتش تب است كه برخى از مفسران در ذيل آيهء
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها
« 2 » گفتهاند : هركس در دنيا تب كند به آتش درآمده است . « 3 »
فصل [ 11 ] : فيل
جاحظ گفته است « 4 » : خداوند داستان فيل را از بزرگترين نشانهها و ارجمندترين برهانهاى مسجد الحرام و قبلهء اسلام و تأييدى بر نبوت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و نشان گراميداشت منزلت او قرار داده و از آنچه به دست عبد المطلب نياى بزرگوار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در هنگامى كه حبشه آهنگ ويران ساختن خانهء خدا و خوار كردن عرب را در سر داشت رخ داد ياد كرده است . خداوند در بازگويى اين داستان از هيچكدام از شاهان يا كشيشان حبشى با نام يا نسب يا قبيله ياد نكرده و تنها از « فيل » به نام ياد فرموده و سورهاى را كه نام فيل در آن آمده به همين نام خوانده و اين
هامش
( 1 ) . آتشى هست كه به درختان طراوتى تازه مىدهد ، در حالى كه آتش چوب و درخت مىخواهد و آن را مىسوزاند .
جاحظ در الحيوان ( ج 4 ، ص 487 ) از آذرخش ياد كرده و بيت حاضر نيز در آن كتاب بدون انتساب به شاعرى مشخص آمده است . بيت در اين كتاب چنين روايت شده است :نار تعود به للعود جدته * و النار تشعل نيرانا فتحترق- ت .
( 2 ) . مريم / 71 : هيچكس از شما نيست مگر اينكه در آن وارد مىگردد .
( 3 ) . از مجاهد نقل شده كه گفته است : ورود مؤمن به آتش دوزخ اين است كه تبدار شود ؛ چراكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : تب از زبانههاى دوزخ است . بنگريد به : الكشاف ، ج 2 ، ص 521 - ت .
( 4 ) . متن را بنگريد در : الحيوان ، ج 7 ، ص 211 - ت .