يكى از معاصران ما با اقتباس از آيهء
وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ
« 1 » چنين گفته است :
معيشة المرء جما * ل به من الحركة
اذا بركت بباب الد * ار القت البركة « 2 »
فصل [ 13 ] : اسب « 3 »
به واسطهء فراوانى منافعى كه خداوند در اسب قرار داده ، او خود از ميان همهء چهارپايان در چند جاى كتاب خويش به صورت ويژه از اسب ياد كرده ، از آن جمله اينكه فرموده است :
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ
« 4 » . از همين « رباط خيل » است كه نام رباطها يعنى پاسگاههاى مرزى مسلمانان در كرانههاى سرزمين اسلام اقتباس شده و از همين نام نيز مرزبانان اسلام را مرابط ناميدهاند و بر همين تفسير اسبان پيكار را « حصون » خواندهاند .
شاعر گفته است :
و لقد علمت على تجنّبى الردى * ان الحصون الخيل لا مدر القرى « 5 »
يكى از پيشينيان را دربارهء مردى پرسيدند كه وصيت كرده بود بخشى از دارايى او را به « حصون » دهند . او در تفسير حصون گفت : اين دارايى را به اسبان اختصاص دهيد . آنگاه به بيتى كه گذشت استناد جست .
خداوند اسبان هفتگانهاى را به ما گوشزد كرد كه در چشم مردمان دنيا آراسته آمده و
هامش
- باشند ؟ و آنها را براى ايشان رام گردانيديم ، از برخىشان سوارى مىگيرند و از بعضى مىخورند . و از آنها سودها و نوشيدنىها دارند . پس چرا شكرگزار نيستند ؟
( 1 ) . نحل / 6 : و در آنها براى شما زيبايىاى است .
( 2 ) . مايهء زندگى شخص شترى است كه آن اندازه تحرك دارد كه چون بر در سراى كسى زانو زند بركت را آنجا فرومىنهد .
( 3 ) . دربارهء اسب و برترىهايش بنگريد به : كتاب الخيل ابو عبيده معمر بن مثنى ، ص 4 - ت .
( 4 ) . انفال / 60 : و هرچه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد تا با اين ، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانيد .
( 5 ) . در وراى حفظ خود از نابودى دريافتم كه اسبان دژهايند نه ديوارها و باروهاى گلى آبادىها .
اين بيت در كتاب الخيل ابو عبيده ( ص 11 ) به اسعر جعفى نسبت داده شده و در كتاب الحيوان ( ج 1 ، ص 346 ) نيز آمده است - ت .