فصل [ 10 ] : آتش
جاحظ گفته است : خداوند آتش را در دلهاى مردمان در جايگاهى و الا نشانده و از منزلت و خجستگى آن در دنيا و آخرت خبر داده است . يكى « 1 » از جاهايى كه خداوند در آن آتش را عظمت بخشيده اين است كه آن را در هنگام آزمودن بنى اسرائيل و به گاه بازشناخت نيتهايشان آيتى قرار داد ، بدينسان كه قربانىاى مىآوردند و هركس كه مخلص بود آتشى از آسمان مىآمد و آن قربانى را در بر مىگرفت و مىخورد . چون آتش چنين مىكرد صاحب قربانى در تقرب جستن مخلص بود . امّا اگر اين را نمىديدند و قربانى بر همان حالت نخست خود مىماند حكم مىكردند كه صاحبش دلى پاك ندارد و نيت او نيز بد است . خداوند فرموده است :
الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ
« 2 » . دليل آن هم كه چنين كارى نزد بنى اسرائيل شناخته شده بود ، اين آيه است كه فرمود :
قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ
« 3 » . امّا در دورههاى پسين ، خداوند بر بندگان خويش پوشاند و آنچه را در اين آتش بود براى آخرت قرار داد ، در حالى كه آن تدبير در آن روزگار براى مصلحت مردم و سازگارى با سرشت و بهانههايشان كارساز بود و آن معاندان در وضعى بودند كه تنها همين اندازه از آتش مىتوانست برايشان سودمند افتد و مصلحت آنها را كامل كند .
امّا آتش موسى عليه السّلام ، قرآن در چندجا از آن سخن به ميان آورده و اين خود از چيزهايى است كه بر منزلت و عظمت آن افزوده است .
آتش ابراهيم عليه السّلام نيز همان است كه در قرآن از آن ياد شده و خداوند فرموده است :
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
« 4 » و اين خود به خوبى از بلندى مرتبه و نام والاى آتش خبر مىدهد .
آتشى هم كه از بزرگترين وسايل زندگى و گرانسنگترين ابزارهاى استفادهء همگانى است
هامش
( 1 ) . متن را از اينجا به بعد بنگريد در : الحيوان ، ج 4 ، ص 461 - ت .
( 2 ) . آل عمران / 183 : همانان كه گفتند : خدا با ما پيمان بسته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا براى ما قربانىاى بياورد كه آتش آن را بسوزاند .
( 3 ) . آل عمران / 183 : قطعا پيش از من پيامبرانى بودند كه دلايل آشكار را با آنچه گفتيد براى شما آوردند .
( 4 ) . انبياء / 69 : گفتيم : اى آتش ، براى ابراهيم سرد و بىآسيب باش .