شعبى دربارهء
وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ
« 1 » گفته : براى آنان به دروغ به خدا سوگند ياد كرد و چنين شد كه از درخت ممنوع خوردند .
مقاتل دربارهء
وَ الْجارِ الْجُنُبِ
« 2 » گفته : يعنى نزديك . از ديدگاه او مقصود از
الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ
« 3 » رفيق سفر و مقصود از
ابْنِ السَّبِيلِ
« 4 » نيز ميهمان است .
حسن بصرى و شعبى دربارهء آيهء
وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ
« 5 » گفته : مقصود اخته كردن و بريدن گوش است .
ابن عباس دربارهء
أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ
« 6 » گفته : يعنى نامهاى مهر شده . « 7 »
مجاهد دربارهء
وَ مَقامٍ كَرِيمٍ
« 8 » گفته : مقصود منبر است .
ابو هريره دربارهء
وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ
« 9 » گفته : مقصود از محروم كسى است كه براى او در آسمان روزىاى مقدر شده ، امّا زمينيان آن را از او پنهان داشتهاند و او آن را از ايشان نمىطلبد .
ابن عباس دربارهء
حِجارَةً مِنْ طِينٍ
« 10 » گفته : مقصود آجر است . « 11 »
قتاده دربارهء
فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ
« 12 » گفته : يعنى اينكه او را به ساختن آجر فرمان داد .
حسن بصرى دربارهء
لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلًا
« 13 » گفته : مقصود از « ملجأ » دژ ، مقصود از « مغارات » غارهاى دل كوهها و مقصود از « مدّخل » باروهاست .
هامش
( 1 ) . اعراف / 21 : و براى آن دو سوگند ياد كرد كه من قطعا از خيرخواهان شما هستم .
( 2 ) . نساء / 36 : همسايهء خويشاوند .
( 3 ) . نساء / 36 : همسايهء بيگانه .
( 4 ) . نساء / 36 : در راه مانده .
( 5 ) . نساء / 119 : وادارشان مىكنم تا آفريدهء خدا را دگرگون سازند .
( 6 ) . نمل / 29 : نامهاى ارجمند براى من آمده است .
( 7 ) . بنگريد به : تنوير المقياس ، ص 317 - ت .
( 8 ) . شعراء / 58 : و جايگاههاى پرناز و نعمت .
( 9 ) . معارج / 24 و 25 : همانان كه در اموالشان حقى معلوم است ، براى سائل و محروم .
( 10 ) . ذاريات / 33 : سنگهايى از گل رس .
( 11 ) . بنگريد به : تنوير المقياس ، ص 442 - ت .
( 12 ) . قصص / 38 : پس اى هامان ، برايم بر گل آتش بيفروز .
( 13 ) . توبه / 57 : اگر پناهگاه يا غارها يا سوراخى مىيافتند . . .