شعبى دربارهء
إِلَّا اللَّمَمَ
« 1 » گفته : مقصود نگاه كردن ، چشمك زدن ، لمس كردن و بوسيدن است .
حسن بصرى دربارهء آيهء
إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
« 2 » گفته :
مقصود آن است كه از زنا بپرهيزد و بر بىزنى بردبارى كند .
مجاهد دربارهء آيهء
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها
« 3 » گفته : هركه در دنيا تب كرده باشد به آتش درآمده است .
ابن عباس دربارهء آيهء
لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ
« 4 » گفته : مقصود داد وستد كردن در هنگام برپايى حج است .
عكرمه دربارهء
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
« 5 » گفته : مقصود تكبيرة الاحرام است .
ضحاك دربارهء
عَلَّمَهُ الْبَيانَ
« 6 » گفته : مقصود توان نوشتن است .
ابن عباس دربارهء آيهء
إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ
« 7 » گفته : يعنى قادر به نوشتن و محاسبه كردن .
حسن بصرى دربارهء
وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
« 8 » گفته : مقصود نوشتن و دانستن فقه است . همو دربارهء
أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ
« 9 » گفته : مقصود كتابت است ، و دربارهء
وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ
« 10 » نيز گفته : مقصود از حكمت اين اصل است كه بينه بر مدعى و سوگند بر منكر است و مقصود از فصل الخطاب نيز عبارت امّا بعد .
عمر بن خطاب دربارهء
وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ
« 11 » گفته : مقصود اين است كه هر طايفهاى با هواداران خود گردآيند .
هامش
( 1 ) . نجم / 32 : جز لغزشهاى كوچك .
( 2 ) . يوسف / 90 : بىگمان هركه تقوا و صبر پيشه كند خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمىكند .
( 3 ) . مريم / 71 : و هيچكس از شما نيست مگر اينكه در آن وارد مىگردد .
( 4 ) . بقره / 198 : بر شما گناهى نيست كه از فضل پروردگارتان بجوييد .
( 5 ) . آل عمران / 133 : و براى نيل به آمرزشى از پروردگار خود بشتابيد .
( 6 ) . رحمان / 4 : به او بيان آموخت .
( 7 ) . يوسف / 55 : من نگهبانى دانا هستم .
( 8 ) . آل عمران / 48 : و به او كتاب و حكمت مىآموزد .
( 9 ) . احقاف / 4 : يا بازماندهاى از دانش .
( 10 ) . ص / 20 : او را حكمت و كلام فيصلهدهنده عطا كرديم .
( 11 ) . تكوير / 7 : و آنگاه كه جانها به هم درپيوندند .