تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
شخص داده شود تا بگويد : مرا بسنده است . ابن عباس در تفسير آيهء
مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ
« 1 » گفته است : يعنى روز عيد . از او دربارهء آيهء
خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ
« 2 » آمده است كه گفت : يعنى شانه زدن . مجاهد دربارهء آيهء
وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا
« 3 » گفته : مقصود عمل كردن به بندگى خداوند است . ضحاك دربارهء آيهء
وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ
« 4 » گفته : مقصود پيرى است . سفيان بن عيينه دربارهء آيهء
لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها
« 5 » گفته : مقصود از استيناس تنحنح كردن ، فرياد زدن ، تكبير گفتن و زدن با پاىافزار است تا ساكنان خانه باخبر شوند . همو دربارهء آيهء
فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً
« 6 » گفته : مقصود از اين خانه‌ها مساجد است و مقصود از
فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِكُمْ
« 7 » نيز سلام كردن بر همديگر ، چونان كه خداوند فرموده است :
وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً
« 8 » ، يعنى مباد همديگر را بكشيد . ابن عباس دربارهء آيهء
وَ آوَيْناهُما إِلى رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِينٍ
« 9 » گفته : مقصود دمشق است . « 10 » حسن بصرى دربارهء آيهء
فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ
« 11 » گفته : مقصود سرزمين بيت المقدس است « 12 » و در آيهء
فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ
« 13 » نيز مقصود نيل است .
هامش
( 1 ) . طه / 59 : موعد شما روز جشن باشد . ( 2 ) . اعراف / 31 : زينت خود را در هر نمازى برگيريد . ( 3 ) . قصص / 77 : سهم خود را از دنيا فراموش مكن . ( 4 ) . فاطر / 37 : برايتان هشداردهنده آمد . ( 5 ) . نور / 27 : به خانه‌هايى كه خانه‌هاى شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام بگوييد . ( 6 ) . نور / 61 : پس چون به خانه‌هايى درآمديد . ( 7 ) . نور / 61 : پس به يكديگر سلام كنيد . ( 8 ) . نساء / 29 : همديگر را مكشيد ؛ زيرا خداوند همواره با شما مهربان است . ( 9 ) . مؤمنون / 50 : و آن دو را در سرزمين بلندى كه جاى زيست و داراى آب زلال بود جاى داديم . ( 10 ) . بنگريد به : تنوير المقباس ، ص 287 ؛ تفسير الطبرى ، ج 18 ، ص 25 - ت . ( 11 ) . نازعات / 14 : و به ناگاه آنان در سرزمينى هموار خواهند بود . ( 12 ) . بنگريد به : تفسير الطبرى ، ج 30 ، ص 37 . در اين كتاب نظريهء اخير به ابن منبه نسبت داده شده است . ( 13 ) . طه / 39 : پس او را در دريا افكن .