آسمان است . يا در تفسير آيهء
لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً
« 1 » گفتهاند : مقصود آن است كه خداوند شخص را تهيدست از برهان برانگيخته است . يا در تفسير آيهء
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ
« 2 » گفتهاند : مقصود از نعمت ، آب گرم در زمستان و آب سرد در تابستان است . يا در تفسير آيهء
قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا
« 3 » گفتهاند : « جلود » كنايه از شرمگاههاست ، گويى هيچ نمىدانند كه سخن گفتن پوست از شگفتآورترين سخن گفتنهاست و اگر چنين بود خداوند هنگامى كه مىخواست در ديگر آيهها از شرمگاه ياد كند به جاى آن واژهء « جلد » ( پوست ) مىآورد و مىگفت « و الذين هم لجلودهم حافظون » « 4 » يا در هنگام ياد كردن از مريم به جاى
وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها
« 5 » عبارت « احصنت جلدها » مىآورد . همين مفسران در تفسير آيهء
كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ
« 6 » گفتهاند : اكل طعام كنايه از حدث است ، گويى اين مفسران جز گرسنگى و خوارى و زبونىاى كه از اين ناحيه به گرفتارشدگانش مىرسد دليلى گوياتر بر اين نيافتهاند كه مريم و پسرش آفريدگان خداوند بودند و در نتيجهء چنين وضعى است كه دربارهء اين كلام الهى مدعى چيزى شدهاند كه خداوند ايشان را از آن بىنياز گردانده است .
هم دربارهء آيهء
وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ
« 7 » گفتهاند : مقصود از جامه دل پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است ، در حالى كه خداوند خود از زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ
« 8 » .
فصل [ 2 ] : همسويى معنايى با آيات
على بن ابى طالب عليه السّلام دربارهء آيهء
فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ
« 9 » فرموده است : يعنى آنكه بدون عتاب كردن خرسند شود . هم دربارهء آيهء
عَطاءً حِساباً
« 10 » فرموده است : آن اندازه به
هامش
( 1 ) . طه / 125 : چرا مرا نابينا محشور كردى ، با آنكه بينا بودم ؟
( 2 ) . تكاثر / 8 : سپس در همان روز است كه از نعمت پرسيده خواهيد شد .
( 3 ) . فصلت / 21 : به پوست خود مىگويند : چرا بر ضد ما شهادت داديد ؟
( 4 ) . اشاره به آيهء 5 سورهء مؤمنون :وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ- ت .
( 5 ) . تحريم / 12 : و مريم دخت عمران را كه خود را پاكدامن نگاه داشت .
( 6 ) . مائده / 75 : هردو غذا مىخوردند .
( 7 ) . مدثر / 4 : و لباس خود را پاك كن .
( 8 ) . ص / 86 : من از كسانى نيستم كه چيزى از خود بسازم و به خدا نسبت دهم .
( 9 ) . حجر / 85 : پس به خوبى صرفنظر كن .
( 10 ) . نبأ / 36 : عطايى از روى حساب .