سپس گويند : و فلانكس فراتر از او ، يعنى باز هم فروتر . پس واژهء « فوق » را در سخن خداوند جايگزين اين سخن بدان كه گويند : او از آن بدتر است .
فراء « 1 » در همينباره گفته : مقصود از عبارت
فَما فَوْقَها
اين است كه آن در خردى و بىمقدارى برتر است - و خداوند خود به حقيقت امور آگاهتر است .
فصل [ 5 ] : آرايههايى ديگر از اين دست
التفات يكى از اين آرايههاست ، چونان كه شاعر « 2 » گويد :
فارقت شغبا و قد قوست من كبر * لبئست الخلتان الثكل و الكبر « 3 »
جرير نيز گفته « 4 » است :
اتنسى يوم تصقل عارضيها * بعود بشامة سقى البشام « 5 »
در قرآن كريم نيز همين آرايه آمده است :
وَيْلَكُمْ لا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرى
« 6 » .
از همين آرايههاست بازگشت به كنايه از خطاب مستقيم يا بازگشت از خطاب مستقيم به كنايه ، چونان كه فرموده است :
حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ .
« 7 »
قلب نيز از همين آرايههاست ، چونان كه فرمود :
ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ
« 8 » ؛ يعنى آن گروه آن كليدها را برمىدارند . يا از همين قبيل است كه فرمود :
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى
« 9 » ، يعنى آن كه نخست نزديكتر آمد و سپس نزديك شد .
هامش
( 1 ) . بنگريد به : معانى القرآن ، ج 1 ، ص 20 - ت .
( 2 ) . چنانكه مبرد در كتاب الكامل ( ج 1 ، ص 222 ) آورده نام اين شاعر ابو شغب است و شعر را در رثاى فرزند خود شغب گفته است - ت .
( 3 ) . در حالى كه از پيرى دو تا شدهام به فراق شغب گرفتار آمدم ، و چه بد ويژگىهايى است داغ ديدن و پير شدن .
( 4 ) . بيت را بنگريد در : ديوان جرير ، ص 512 . در ديوان اين مصرع چنين آمده است : اتنسى اذ تودعنا . . . بفرع - ت .
( 5 ) . آيا از ياد مىبرى آن روز را كه گونههايش به چوب درخت بشامه سنگين مىشود ، بشام هماره سيراب باد .
( 6 ) . طه / 61 : واى بر شما ، به خدا دروغ مبنديد كه شما را به عذابى سخت هلاك مىكند و هركه دروغ بندد نوميد مىگردد .
( 7 ) . يونس / 22 : تا وقتى كه در كشتىها باشيد و آنها با بادى خوش آنان را ببرند .
( 8 ) . قصص / 76 : آنقدر كه كليدهاى آن بر گروه سنگين مىآمد .
( 9 ) . نجم / 8 : سپس نزديك آمد و نزديكتر شد .