عَقِيمٍ
« 1 » ،
وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ * وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
« 2 » ،
وَ لَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ
« 3 » ،
لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها
« 4 » و
إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ .
« 5 »
فصل [ 4 ] : مجاز
جاحظ گفته است « 6 » : عرب را بر سخن گفتن دليرى و به فهم مخاطبان اعتماد است ، چونان كه روا دانستهاند بگويند شيران او را خوردند ، در حالى كه مقصودشان از ميان رفتن كس است .
همانند اين است كه خداوند فرمود :
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً .
« 7 » اين در حالى است كه شايد با آن اموال ، شراب نوشيده ، جامههاى زيبا بر تن كرده يا بر مركبهاى آراسته نشسته باشند و هيچ درهمى از آن در راه خوردن خرج نكرده باشند .
نيز روا دانستهاند گفته شود : آتش آن را خورد ، در حالى كه اصل آن چيز از ميان رفته است .
همچنين اين را روا دانستهاند كه دربارهء آنچه خوردنى نيست واژه « چشيدن » را به كار گيرند ، چونان كه خداوند فرموده است :
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ
« 8 » يا فرموده است :
فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ
« 9 » و يا فرموده است :
فَذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ
« 10 » .
عربها همچنين واژهء « اطعام » را براى آنچه خوراكى نيز نيست به كار بردهاند . از آن
هامش
( 1 ) . حج / 55 : كيفر روزى سترون .
( 2 ) . تكوير / 17 و 18 : سوگند به شب چون پشت گرداند ، سوگند به صبح چون دميدن گيرد .
( 3 ) . اعراف / 154 : و چون خشم موسى فرونشست . . .
( 4 ) . انعام / 92 : تا مادر همهء آبادىها و كسانى را كه پيرامون آنند هشدار دهى .
( 5 ) . زخرف / 4 : همانا كه آن در كتاب اصلى است .
( 6 ) . بنگريد به : الحيوان ، ج 5 ، ص 32 - ت .
( 7 ) . نساء / 10 : در حقيقت كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مىخورند ، جز اين نيست كه آتش در شكم خود فرو مىبرند و به زودى در آتشى فروزان درآيند .
( 8 ) . دخان / 49 : بچش كه تو همان ارجمند بزرگوارى .
( 9 ) . نحل / 112 : خدا هم به سزاى آنچه انجام مىدادند طعم گرسنگى و هراس را به مردم آن چشانيد .
( 10 ) . تغابن / 5 : و فرجام بد كارشان را چشيدند .