صف كشيدن پيكارگران در ميدان جنگ را كه در صفشان هيچ رخنه جاى ندارد به بنايى ريخته شده از سرب « 1 » تشبيه كرد ، يا ماه محاق را به شاخك خشك خوشهء خرما « 2 » همانند ساخت و سرانجام كار كافران را همسان دانست با « سرابى كه در زمينى هموار قرار دارد و انسان تشنه آن را آبى مىپندارد ، امّا چون بدان رسد آن را چيزى نيابد » . « 3 »
فصل [ 3 ] : استعاره
قرآن در چندين جاى ، پسنديدهترين و اثرگذارترين استعارهها را به كار گرفته است .
از آن جمله است اينكه فرمود :
وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً
« 4 » . از آنجا كه موى سفيد در نقطهاى از سر آغاز مىشود و بهسان آتش كه از يك جاى چيزى شعله برمىافروزد و به تدريج آن را به سوى كاسته شدن و سوختن مىبرد ، آهستهآهسته همهء سر را فرامىگيرد و آن را سرانجام به حالتى جز آنچه پيشتر داشته است درمىآورد ، خداوند در اين آيه فراگير شدن موى سفيد را به شعله برافروختن استعاره مىآورد .
از اين قبيل است آيهء :
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ
« 5 » . از آنجا كه انسلاخ يك چيز از چيزى ديگر ، تراشيده شدن و جدا شدن تدريجى و جزءبهجزء چيزى از چيز ديگر ، بهسان كنده شدن پوست از گوشت و از اين قبيل است ، خداوند جدا شدن تدريجى و جزءبه جزء شب از روز را انسلاخ خواند .
از اين جمله است اين سخن خداوند كه فرمود :
فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ
« 6 » و از آن روى كه زدن با تازيانه نوعى شكنجه است براى كيفر واژه « سوط » ( تازيانه ) را استعاره آورد .
از همين قبيل است آيههاى :
وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ
« 7 » ،
عَذابُ يَوْمٍ
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 4 سورهء صف :كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ .( 2 ) . اشاره به آيهء 39 سورهء يس :حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ .( 3 ) . اقتباس از آيهء 39 سورهء نور :كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً- م .
( 4 ) . مريم / 4 : موى سرم از پيرى سپيد گشته است .
( 5 ) . يس / 37 : و نشانهاى ديگر براى آنها شب است كه روز را مانند پوست از آن برمىكنيم .
( 6 ) . فجر / 13 : پروردگارت بر آنان تازيانهء عذاب را فرونواخت .
( 7 ) . اسراء / 24 : و از سر مهربانى بال فروتنى بر آنان بگستر .