باب بيست و يكم تقليد از ايجاز ، تشبيه ، استعاره ، تجنيس ، طباق و ديگر آرايههاى قرآن كريم
فصل [ 1 ] : ايجاز
هركس بخواهد با كلام فراگير ، سخن چكيده ، برترى گزيدهگويى برتر ، اشارهء رسا و كوتاهگويى بسنده آشنايى يابد ، در قرآن درنگ كند و در برترى آن بر همهء سخنان بينديشد .
از اين جمله است سخن خداوند كه فرمود :
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا
« 1 » .
خداوند در اين آيه « استقاموا » فرمود ، واژهاى كه خود در اوج ايجاز و اشارهگزينى ، همهء عبادتها و طاعتها را در بر گرفته است ؛ چه ، براى نمونه اگر كسى صد سال پرستش كند ، سپس يك دانه گندم بدزدد ، با اين دزدى از دايرهء واژهء « استقامت » ( بر راه بودن ) بيرون مىرود .
از همين قبيل است سخن خداوند كه فرمود :
أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ
« 2 » . امن كه در اين آيه آمده رهايى از ترس است و ترس خود نگرانى از بروز ناخوشايند است . ناخوشايند نيز به معناى بازداشته شدن از محبوب يا فرورفتن در چيزى كه انسان از آن ناخرسند شود . بنابر اين ، هنگامى كه كسانى به امن به مفهوم مطلق آن ، دست يابند ترس آنان از ميان مىرود و با از ميان رفتن آن ، ناخوشايند نيز رخت برمىبندد .
از اين قبيل است آيه
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
« 3 » ، تنها دو واژه كه همه چيزهايى را كه خداوند بر
هامش
( 1 ) . فصلت / 30 : كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست سپس ايستادگى كردند . . .
( 2 ) . انعام / 82 : آنان راست ايمنى .
( 3 ) . مائده / 1 : به قراردادها وفا كنيد .