لسان عراقى اذا ما صرفته * الى لغة الاعراب لم يتصرف
لئن كنت للاعراب و النحو حافظا * لقد كنت من قراء سورة يوسف « 1 »
مقصود شاعر آن است كه وى در چنين صورتى از گدايان كوچه و خيابان بود ؛ چراكه قاريان كوچه و بازار فراوان سورهء يوسف را مىخواندند .
ابن حجاج گفته است « 2 » :
مالى و ما للخطوب قد غريت * تأكل لحمى لا هنّيت أكلى
كأننى و هى شحمة طرحت * و النمل يسعى فى مدرج النمل
و ما لحالى من ضعف منته * كانها ايم بلا بعل
حتى احلت لى الضرورة ما * حرم ربى فى سورة النحل « 3 »
مقصود شاعر اين سخن خداوند است كه فرموده است :
إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ
« 4 » .
همو گفته است :
خليلى ازففا بنت الكروم * الى كفء لها منا كريم
و لا سيما اذا هبت جنوب * تؤلف بين اشتات الغيوم
نعيم فيه الهاكم مقيما * به و ثم لتسألن عن النعيم « 5 »
كما يبكى الوصى به غير حزن * اذا استولى على مال اليتيم
هامش
( 1 ) . خود را با تازيان كه به نخوت سخن گويند همانند ساختهاى و زشتى تكلف در سخنت دليل اين دعوى تو است .
زبان عراقى دارى كه چون آن را به زبان تازيان درآورى صرف نمىپذيرد .
اگر تو اعراب و نحو را از بر داشتى از خوانندگان سورهء يوسف بودى .
( 2 ) . ابيات را به استثناى بيت آخر بنگريد در : ديوان ابن الحجاج ، ورقه 32 . همچنين بيتهاى اوّل و دوم را بنگريد در : المنتحل ، ص 147 - ت .
( 3 ) . انديشهها و اندوهها را چه مىشود كه آزمندانه خوردن گوشت مرا آغازيدهاند و خوردنم بر آنها گوارا مباد .
گويى تن من پاره چربىاى است كه دور انداختهاند و مورچگان هركدام بر روى آن به سويى مىروند .
بدى حال مرا پايانى نيست و گويى زنى بيوه و شوىمرده را مىماند .
آن اندازه حالم بد است كه اضطرار ، آنچه را خداوند در سورهء نحل بر من حرام ساخته برايم حلال گردانيده است .
( 4 ) . نحل / 115 : جز اين نيست كه خدا مردار و خون و گوشت خوك . . . را بر شما حرام گردانيده است .
( 5 ) . اقتباس از آيهء 8 سورهء تكاثر :ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ- م .