تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
و اساء الزمان فيه الينا * حين اعطى القليل منه و أكدى « 1 »
قاضى بن عبد العزيز « 2 » گفته است :
و ما اخشى قصورا عن مرام * و مثلك لى الى الدنيا شفيع و مثلك لا ينبه غير انا * اتانا الامر بالذكر النفوع « 3 »
مقصود شاعر اين سخن خداوند است كه فرموده است :
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ .
« 4 » « 5 » ابو القاسم بن بابك « 6 » در قصيده‌اى چنين گفته است :
و انت الفخر و الملك المرجا * فدم بالسعد و الجد المعان و نط بالملك همة مستقل * تعاظم ان تعززه بثان و غمر يديك ان يعروك خطب * فعينان له نضّاختان « 7 »
هامش
( 1 ) . درياى شادى كه به روزگار جوانى در حالت مد بود اينك به پيرى ، جزر آغازيده است و زمان در اين وضع با ما بدى كرده است ، آن‌گاه كه اندكى بخشيد و امتناع ورزيد . شاعر در بيت اخير به اين سخن خداوند اشاره كرده كه فرموده است :وَ أَعْطى قَلِيلًا وَ أَكْدى( نجم / 34 ) - ت . ( 2 ) . نام كامل او ابو الحسن على بن عبد العزيز جرجانى و درگذشته به سال 392 ق . است . كتاب الوساطة بين المتبنى و خصومه از آن اوست . شرح حال او را بنگريد در : يتيمة الدهر ، ج 3 ، ص 238 ؛ معجم الادباء ، ج 5 ، ص 249 - ت . ( 3 ) . در حالى كه چون تويى شفيع من نزد دنياست هيچ از اين بيم ندارم كه به هدفى نرسيده باشم . همانند تويى هشدار نمىدهد ، هرچند كه در آن ياد سودمند ( قرآن كريم ) ما را فرمان رسيده است . ( 4 ) . ذاريات / 55 : و پند ده كه مؤمنان را پند سود بخشد . ( 5 ) . در نسخهء خطى مورد استناد در چاپ متن عربى در اين قسمت نوعى اختلال وجود داشته است ؛ چه ، در اين جا سياق موضوع ، يعنى اقتباس شاعران از قرآن كريم در موضوع‌هاى گوناگون به يك‌باره رها مىشود و از متن‌هايى در موضوع مجاز يعنى آنچه در باب بيست و يكم بدان پرداخته شده است مىآيد . محققان متن عربى شش بند را كه در اين قسمت بوده به دليل تناسب بيشتر به باب مجاز برده و تنها آنچه را از اين بخش با مباحث حاضر هماهنگى داشته در اين‌جا آورده‌اند - م . ( 6 ) . نام كامل او ابو القاسم عبد الصمد بن بابك است . شاعرى نيكوگوى و پرشعر از مردمان بغداد كه در آبادىها و سرزمين‌ها به سفر پرداخت و مديحه گفت . او كه در بغداد و به سال 410 ق . درگذشت ديوان شعرى دارد . بنگريد به : يتيمة الدهر ، ج 3 ، ص 194 ؛ وفيات الاعيان ، ج 3 ، ص 196 - ت . ( 7 ) . تو افتخارى و تو همان پادشاهىاى هستى كه بدان اميد است . نيك‌اقبالى و خوشى را بر ما پيوسته بدار . و همت آن‌كس را كه تقويت خويش را به فردى ديگر كم مىانگارد به سلطنت منوط دار . و گشاده‌دستى تو سرشار است ، حتى اگر كه تو را گرفتارىاى حاصل آيد ؛ آن دستان همان دو چشمه جوشانند . شاعر در بيت اخير به آيهء 66 سورهء رحمان اشاره كرده است :فِيهِما عَيْنانِ نَضَّاخَتانِ- ت .
اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 387 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / حسين صابري