هم او راست :
يابن حرب كسوتنى طيلسانا * امرضته الاوجاع فهو سقيم
فاذا ما رفوته قال سب * حانك محيى العظام و هى رميم « 1 »
فصل [ 10 ] : آزارديدگى از باران
يكى از نيكوكاران گفته است :
هو الغيث الا انه باتصاله * اذى ليس قول اللّه فيه بباطل
لئن كان احيا كل رطب و يابس * لقد حبس الاحباب بين المنازل « 2 »
مقصود شاعر اين سخن خداوند است كه فرمود :
إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ .
« 3 »
فصل [ 11 ] : دربارهء آيهء وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ
« 4 »
ابن الرومى گفته است : « 5 »
اعف اخاك المريض من حرج * أعفاه منه الاله فى زبره
هب لاخى السكر ما جناه و عا * قبه اذا ما افاق من سكره « 6 »
هامش
- ديدهام كه بادها آن هنگام كه ابر را مىلرزاند و كنار مىراند اين جامه را از تن بر زمين مىافكند ،
طيلسانى كه هركس آن را بر تن كند از بيم پاره شدنش سخن خود را آهسته مىگويد
و بر زمين آهسته گام برمىدارد و چون ناآگاهان با او سخن گويند در پاسخ تنها سلام مىگويد .
شاعر در بيت اخير به آيهء 63 سورهء فرقان اشاره است :وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً- ت .
( 1 ) . اى پسر حرب ، مرا طيلسانى پوشاندى كه زخمها آن را بيمار كرده و ناتندرست است .
چون آن را رفو مىكنم مىگويد منزهى تو اى آنكه استخوانهاى پوشيده را حياتى دوباره مىبخشى .
شاعر در بيت اخير به آيهء 78 سورهء يس اشاره كرده است :مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ- ت .
( 2 ) . باران يارىرسان است ، البته با اين تفاوت كه پىدرپى آمدنش مايهء آزار است و سخن خداوند در اينباره ناروا نيست . اگر كه باران هرتر و خشكى را زنده ساخته است ، امّا همان ، دوستان را ميان منزلگاهها محبوس داشته است .
( 3 ) . نساء / 102 : و اگر از باران در زحمتيد .
( 4 ) . نور / 61 : بر بيمار ايرادى نيست .
( 5 ) . ابيات را بنگريد در : ديوان ابن الرومى ، ج 3 ، ص 906 ، ق 674 - ت .
( 6 ) . بر برادر بيمار خود آن ايرادى را ببخش كه خداوند در آيات كتاب خود او را در اينباره بخشوده است .