حمل الغىّ عليه اصره * و اذا قيل ارعوى عنه اصر
قائلا ان نذر الشيب بدت * فى عذاريه « و ما تغنى النذر » « 1 »
ابن حجاج « 2 » گفته است :
قل لمن ريقته شه * د و مسك و مدام
و الذى حلل قتلى * و هو محظور حرام
ايها النائم عمن * عينه ليس تنام
كل نار غير نارى * فيك برد و سلام « 3 »
شاعرى ديگر گفته است :
امّا و الذى اغنى و اقنى عباده * و اطعم من جوع و آمن من خوف
لما كان لى قلب سوى ما اخذته * و ما جعل الرحمن من قلبين فى جوف « 4 »
هامش
- در مدح ابو يقظان عمار بن نصر سروده شده آمده است :اقصر الزاجر عنه فازدجر * و طوى اللائم ما كان نشر- ت .
( 1 ) . سركشى بار سنگين خود بر نشانههاى او افكند و چون او را گفتند از اين دست بدار ، همچنان بر سركشى پاى فشرد و گفت كه هشدارهاى پيرى در بناگوش وى رخ نموده است و هشدار سودى ندارد .
شاعر در مصراع اخير به آيهء 5 سورهء قمر اشاره كرده است :فَما تُغْنِ النُّذُرُ- ت .
( 2 ) . نام كامل او ابو عبد اللّه حسين بن احمد و از شاعران بغداد در سدهء چهارم است كه به شعر عشق و غزل شهرت يافته است . شرح حال او را بنگريد در : يتيمة الدهر ، ج 3 ، ص 31 . نسخههايى خطى از ديوان او در كتابخانهء المجمع العلمى العراقى وجود دارد و بيتهاى حاضر نيز در ديوان او ( برگ 15 ) آمده است - ت .
( 3 ) . بدانكس كه آب دهان او شهد و مشك و باران پيوسته است بگو :
هم به آنكس كه قتل مرا كه كارى حرام و ممنوع است حلال داشته است ،
اى خفته از كسى كه هيچ نمىخوابد ،
هر آتش مگر آتش من بر تو سرد و ساكن است .
شاعر در بيت اخير به آيهء 69 سورهء انبياء اشاره كرده است :قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً- ت .
( 4 ) . سوگند به آنكه بىنياز كرد و سرمايه بخشيد و سوگند به آنكه در گرسنگى خوراك داد و در ترس امنيت ارزانى داشت ،
مرا جز آن قلب كه تو از آن خويش ساختهاى قلبى ديگر نيست و خداوند رحمان در هيچ كالبدى دو قلب ننهاده است .
شاعر در مصرع نخست از بيت اوّل به آيهء 48 سورهء نجم اشاره كرده است :وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى .در مصراع دوم -