تازيان گويند : نه دو شمشير در يك نيام گنجد « 1 » و نه دو نرينه بر يك ماده .
امّا رساتر و والاتر از همهء اينها سخن خداوند است كه فرمود :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا .
« 2 »
زمانى كه منصور با مسلم بن قتيبه « 3 » و اسحاق بن مسلم عقيلى دربارهء مسأله ابو مسلم رايزنى كرد هريك بهگونهاى كشتن او را به كنايه پيشنهاد كردند ؛ يكى به آيهء قرآن و ديگرى به بيتى از شعر ؛ يكى از آنان اين آيه را تلاوت كرد :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
« 4 » ؛ آن ديگرى نيز اين بيت را خواند :
تريدين كيما تجمعينى و خالد * و هل يجمع السيفان ويحك فى غمد « 5 »
منصور گفت : بس است . پس به تدبير در اينباره فروشد تا اينكه سرانجام او را به قتل رساند . « 6 »
دربارهء بسنده كردن به مقدار اندك ، هنگامى كه به اندازه فراهم نباشد و نيز دربارهء بسنده كردن به فروتر هنگامى كه برتر از آن نباشد ، گفتهاند : اگر شتر نباشد بز هم بس است . « 7 »
هامش
( 1 ) . لا يجتمع السّيفان فى غمد . مثل را بنگريد در : مجمع الامثال ، ج 2 ، ص 181 ؛ فصل المقال ، ص 394 - م .
( 2 ) . انبياء / 22 : اگر در آنها جز خدا خدايانى ديگر وجود داشت قطعا تباه مىشد .
( 3 ) . نام كامل او مسلم بن قتيبة بن سلم باهلى است . مهدى عباسى او را به ولايت بصره گماشت . به سال 195 ق .
درگذشت .
( 4 ) . انبياء / 22 .
( 5 ) . مىخواهى من و خالد هر دو را در بر آورى ، امّا تو را به خدا آيا دو شمشير در يك نيام مىگنجند ؟
اين بيت از آن ابو ذؤيب هذلى است . بنگريد به : ديوان الهذليين ، ج 1 ، ص 159 - ت .
همچنين ضرب المثل و بيت را بنگريد در : الاغانى ، ج 6 ، ص 288 ؛ اصلاح المنطق ، ج 1 ، ص 50 ؛ مجمع الامثال ، ج 2 ، ص 231 ؛ جمهرة الامثال ، ج 2 ، ص 392 ؛ المستقصى ، ج 2 ، ص 390 و 391 ؛ فصل المقال ، ج 2 ، ص 391 - م .
( 6 ) . خبر را بنگريد در : نثر الدر ، ج 2 ، ص 190 ؛ العقد الفريد ، ج 2 ، ص 130 . همچنين با تفاوتى در مضمون بنگريد در : مروج الذهب ، ج 3 ، ص 301 - ت .
( 7 ) . « اذا لم يكن ابل فمعزى » . ضرب المثل قسمتى از شعر امرؤ القيس است :الا الا تكن ابل فمعزى * كان قرون جلتها العصىبيت را بنگريد در : ديوان امرىء القيس ، ق 22 ، ص 136 - ت .
ضرب المثل را نيز بنگريد در : المستقصى ، ج 2 ، ص 63 - م .