ابن عباد گفته است : امّا خداوند را بندگانى است كه درخشش آذرخش را نبينند و از ديدن صبح آنگاه كه مىشكفد ناتوان باشند ، شمارشان بسيار است و اعتبارشان اندك ،
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ .
« 1 »
هم او راست : امّا آنانكه گامهايشان از فرارفتن به سوى پلههاى باريك خشكيده و چشمانشان از ديدن آينههاى آشكار نابينا شده است ، تا جايى كه بس بد كردهاند و گمان بردهاند كارى نيك به انجام رساندهاند ؛ هيهات ! « آنان را از جايى دور ندا مىدهند » . « 2 »
فصل [ 41 ] : گونههايى ديگر از نامههاى دوستانه
ابن عميد گفته است : از دير زمانى انديشهء قيام داشتيم ، امّا جهان را دگرگونىهاست و روزگار را گردنهها ، « و كسى نمىداند فردا چه به دست مىآورد و كسى نمىداند در كدامين سرزمين مىميرد » « 3 » .
هم او راست : خيرخواه خويش باش و بدان كه راستى برترين چيزى است كه به كار گرفته شده است : من از آنجا كه نمىدانى تو را به سنت استدراج وامىنهم « 4 » و مهلت مىدهم ، كه نيرنگ من استوار است . اگر از پيمان خويش برگشتى اطمينانى كه به تو هست ديگرگون شود و آنچه جبرانناپذير باشد روى دهد .
باز او راست : اميدوارم حضورت دير نشود تا از رأى و تدبير تو بر من درى گشوده گردد كه هركه بدان درآيد در امان باشد « 5 » .
هم او راست : اميدوارم از نزد ما برود و بازنگردد و از ما روى برگرداند و او كه خداوند دلش را برگرداند « 6 » عودت نكند .
او راست : نسخهء نامهء فلانى را به دست او دادم تا بداند كه بسيارى از مردم اين روزگار
هامش
( 1 ) . يوسف / 105 : و چهبسيار نشانهها در آسمانها و زمين است كه بر آنها مىگذرند ، در حالى كه از آنها روى برمىگردانند .
( 2 ) . اقتباس از آيهء 44 سورهء فصلت :أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ- م .
( 3 ) . اقتباس از آيهء 34 سورهء لقمان :وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ- م .
( 4 ) . اشاره به آيههاى 44 و 45 سورهء قلم :سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ * وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ- ت .
( 5 ) . اشاره به آيهء 97 سورهء آل عمران :وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً- ت .
( 6 ) . اشاره به آيهء 127 سورهء توبه :صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ- ت .