اين نعمت به كجا انجاميد ؟ آنان برپايى اين دولت را به ديدهء ريشخند نگريستند و ويژگىهاى آن را به ديدهء تحقير ديدند ، امّا خود نابود شدند و از ميان رفتند :
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا
« 1 »
فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ .
« 2 »
او راست : از سپاه شيطان بسيارشان اندك است و آنكه به باطل عزّت يافته باشد ذليل .
نه از فيل چيزى جز فيل قوىتر است و نه از پرنده ابابيل چيزى ضعيفتر . « 3 »
همو به پدر خويش دربارهء برادر خود چنين نوشته است : عمر آدمى براى همهء دانشها گنجايش ندارد . پس بايد كه نكوترين آنها را به من انفاق كند و از دانشها آنچه را پسنديده است و نه آن را كه ناپسند است برايم فراهم آورد و از دانش نحو نيز شناخت اصول آن و نيز آنچه را از فروعش كه از آن نتوان بىنيازى جست ، تا « نور چشمى از آن من و تو » « 4 » بر من وارد آيد .
همو به برادر خود نوشته است : اگر خدا بخواهد جامهء نكويى و كهنسالى بر تو آرايد و تو را بهسان گياهى شايسته بپرورد و خداوند به تو سزامندتر است تا برادرت . او يگانه تكيهگاه من دربارهء تو است ؛ تنها از خداوند يارى بجوى ؛
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
« 5 » .
يحيى بن خالد زمانى كه در زندان بود ، به هارون نامه نوشت تا محبت او را به چنگ آورد . او چنين آورد : گناه امرى خاص است ؛ كيفر را همگانى مساز ؛ كه خداوند فرموده است :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
« 6 » . من در امان بودن بيگناهان و دوستى با دوستان را مىخواهم .
هارون در پاسخ او بر همان نامه اين آيه نوشت :
قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيانِ .
« 7 »
جعفر بن يحيى در نامهء كسى كه از او گذشت خواسته بود چنين نوشت :
ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ .
« 8 »
هامش
( 1 ) . نمل / 52 : و اين هم خانههاى خالى آنهاست به سزاى بيدادى كه كردهاند .
( 2 ) . حاقه / 8 : آيا از آنان كسى را برجاى مىبينى ؟
( 3 ) . اشاره به سورهء فيل - ت .
( 4 ) . اقتباس از آيهء 9 سورهء قصص :قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ- م .
( 5 ) . زمر / 36 : آيا خدا كفايتكنندهء بندهاش نيست ؟
( 6 ) . فاطر / 18 : و هيچ باربردارندهاى بار گناه ديگرى را برنمىدارد .
( 7 ) . يوسف / 41 : امرى كه شما دو تن از من جويا شديد تحقق يافت .
( 8 ) . فاطر / 2 : هر رحمتى را كه خدا براى مردم گشايد بازدارندهاى براى آن نيست و آنچه را كه بازدارد پس از بازگرفتن گشايندهاى ندارد .