تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
به كابين دل‌هاى بزرگوار رود ، او وى را نگه دارد و چون به طلاق گرفتار آيد خود را تباه سازد و از ميان برد . اينك ما اين دوشيزه را به همسرى تو درآورديم ، امّا نزد تو نه چيزى كه پيوند افزايد يافتيم ، نه ديديم كه حق بريدن را بگزارى و نه ديديم آن را به متعارف در بر خويش نگه دارى و نه ديديم كه آن را به نيكى رها كنى « 1 » . پس از تو - خدايت سلامت بدارد - روى برگرداند و تو را ترك گفت و هرچه از تو در كف داشت وانهاد . ابو الفضل همدانى گفته است : فدايت شوم اگر فراق تو را غايتى باشد من بدين غايت رسيده و از آن نيز فراتر رفته‌ام و اگر نامهربانى ديدن مركبى باشد من بر آن نشسته‌ام و آن را به ستوه آورده‌ام و اگر روى گرداندن و راه نگشودن تو سرچشمهء صبر يا سنگ سخت بود اينك زمان آن رسيده است كه نرم شود و تو مرا در ميان آن‌ها كه از ايشان ياد مىكنى ياد كنى . فدايت شوم ، دلدادگى به تو كارى بد نبود تا با آن رفتارى متقابل شود و چيزى نيز پيش نفرستاده بود تا با آنچه تو كردى رويارويى شود .

فصل [ 40 ] : به اضداد

ابو الفرج ببغاء « 2 » به يكى از اضداد خود چنين نوشته است : نمىدانم به كدامين دست دهش بر من برترى مىجويى و به كدام جايگاه با من هماوردى مىطلبى ؟ به ناشناختگى نامت ، به پستى جايگاهت ، به بىمايگى خردت ، به زشتى سيمايت ، به نكوهيدگى تبارت ، به زشتى كردارت ، به بدى خوى و آدابت ، به ناشناختگى نسبت ، به سستى دستاويزهايت ، به بىمقدارى نگاشته‌هايت ، به ناپسندى صورتت يا به بداقبالى بشناخته‌ات يا به همدمىات با تلخىهاى روزگار و يا به آن ادعاى شعر كه لاف زده‌اى ؛ « تاريكىهايى كه روى هم انباشته‌اند ، آن‌سان كه اگر غرقه‌اى دستش را بيرون آورد به زحمت آن را مىبيند ، و هركس كه خداوند به او نورى نداده باشد او را هيچ نورى نخواهد بود » . « 3 »
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 229 سورهء بقره :فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ- ت . ( 2 ) . نام كامل او عبد الواحد بن نصر مخزومى و از مردمان نصيبين است . شاعر و اديب بود ، دولت سيف الدوله را مدتى خدمت گزارد . پس از درگذشت سيف الدوله به سفر در سرزمين‌ها پرداخت و به سال 398 ق . درگذشت . بنگريد به : وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 370 . ثعالبى نيز شرح حال او را آورده است . بنگريد به : يتيمة الدهر ، ج 1 ، ص 253 و پس از آن - ت . ( 3 ) . اقتباس از آيهء 40 سورهء نور :ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ .