تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
ابو بكر خوارزمى گفته است : اگر دوستى با امير ميدانى بود كه دوستانش در آن بر يكديگر پيشى مىجستند ، من برندهء اين ميدان و يگانهء سواران بودم و اگر اين دوستى يك ثروت بود ، من آن اندازه زمينه‌هاى دارايى فراهم آورده بودم كه « كليدهاى آن‌ها بر گروه نيرومندى سنگين مىآمد » « 1 » . او راست : نامهء آن پير به دستم رسيد ، پس از آن‌كه براى رسيدنش نذرها كرده بودم و انديشه‌ها برده بودم . پس چون به عنوان آن نگريستم آن را خيالى پنداشتم و گمان بردم كه الگويى يا نمونه‌اى از بهشت است . با خود گفتم : شايد خواب مىبينيم و آن‌گاه خواندم :
إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ
« 2 » . باز او راست : بر مهتر درود ، به شمار خوبىها ، برجستگىها ، و آثار ستوده و تلاش‌هايش و نيز به شمار انديشه‌هاى اهل كلام و دليل‌هاى اهل مناظره و هم به شمار مورچگان و شن‌هاى روان ، به عدد رخدادهاى روزگاران و شمار گناهان و تعداد فرومايگان كه از بزرگواران بسيار بيشترند و سرانجام به شمار آنچه در آيه قرآن ياد شده است ، آن‌جا كه فرمود :
وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
« 3 » . همو خطاب به اميرى كه روانهء پيكار شده بود چنين آورده است : گويى خود را چنين ديدم كه به سان تير به سويش به پرواز درآمده‌ام و آن‌سان كه ستاره‌اى طلوع كند در بر او چهره آشكار ساخته‌ام و از آن پس آن‌سان كه پاكبازان ايستند در پيشگاه او ايستاده‌ام و چنان شمشير فرود آورده‌ام كه بىعقيدگان از آن به ترديد درافتند . پس داستان من حكايت آن كس نيست كه گفته است : « تو و پروردگارت برويد و جنگ كنيد كه ما همين‌جا مىنشينيم » « 4 » ، بلكه من مىگويم : « ما همراه شما پيكار مىكنيم » « 5 » و با دشمنانتان مىجنگيم . حكايت من داستان آنان
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 76 سورهء قصص :ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ- م . ( 2 ) . حجر / 15 : در حقيقت ما چشم‌بندى شده‌ايم ، بلكه ما مردمى هستيم كه افسون شده‌ايم . ( 3 ) . انعام / 59 : و هيچ برگى فرونمىافتد مگر اين‌كه آن را مىداند و هيچ دانه‌اى در تاريكىهاى زمين و هيچ‌تر و خشكى نيست مگر اين‌كه در كتابى روشن ثبت است . ( 4 ) . اقتباس از آيهء 24 سورهء مائده :فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ- م . ( 5 ) . اين سخن را كسانى از صحابه در پيكار بدر بر زبان آورده‌اند . بنگريد به : تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 26 ؛ السيرة النبوية ، ج 3 ، ص 162 - م .
اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 342 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / حسين صابري