را در پى مىآورد آمده است .
يكى ديگر گفته است : او ستم ورزيد و زيادهروى كرد ، تاخت و به سختى درافتاد و به مردمان تجاوز روا داشت و مرتكب سبك شماردن بزرگان و چپاول اموال فراوان شد و بدينسان جنايتش او را به كرانههاى اجل راند و فرجام او چنان شد كه خداوند فرموده است :
وَ كانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً .
« 1 »
سعيد بن حميد دربارهء باران خواستن آورده است : دربارهء نباريدن باران در اين سال و دير كردن باران از زمانى كه هميشه خداوند در همانند آن اين نعمت را ارزانى مىداشته و نيز اينكه مردم چهسان بدين سبب به نوميدى افتادهاند و چهسان به زندگيشان زيان وارد آمده خبرهايى از نواحى گوناگون به امير مؤمنان رسيده است . امير مؤمنان خود مىداند كه اين رخداد تنها از روآوردن مردم به گناه ، رويگردانى آنان از توبه و نيز به فراموشى سپردن دعا و ناليدن به درگاه خداوند و كوتاهى در گزاردن حق سرچشمه گرفته است ، چونان كه خداوند فرمود :
وَ ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ
« 2 » . پس با بدنهايى پاك و دلهايى پاكباخته به نمازگاهها روانه شويد و « از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است تا بر شما از آسمان بارانى پىدرپى فرستد » . « 3 » هم مباد از رحمت خداوند نوميد شويد كه نوميدى از رحمت خداوند از هر گناهى كه بر آن كيفر دهد سنگينتر است و كسانى كه گرفتار آن شوند گمراه خوانده شدهاند و چونان كه خداوند خود فرموده است :
وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ
« 4 » و
وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
« 5 » .
ابن ثوابه « 6 » دربارهء ويران كردن سراى احمد بن خصيب « 7 » چنين آورده است : خبر ويران شدن سرايى به ما رسيد كه صاحبش به ناحق و با پولى كه از حرام به چنگ آورده بنا
هامش
( 1 ) . طلاق / 9 : و پايان كارش زيان بود .
( 2 ) . هود / 117 : و پروردگار تو هرگز بر آن نبوده است كه شهرهايى را كه مردمش اصلاحگرند به ستم هلاك كند .
( 3 ) . اقتباس از آيههاى 10 و 11 سورهء نوح :اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً * يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً- م .
( 4 ) . حجر / 56 : چهكسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش نوميد مىشود ؟
( 5 ) . نور / 31 : اى مؤمنان همگى به درگاه خدا توبه كنيد ، اميد كه رستگار شويد .
( 6 ) . كنيه و نام كامل او ابو الحسن محمّد بن جعفر است . از كاتبان بزرگ بغداد و در ديوان مقتدر عباسى صاحب ديوان رسائل بود . بنگريد به : معجم الادباء ، ج 18 ، ص 96 - ت .
( 7 ) . نام كامل او ابو العباس احمد بن ابى نصر خصيب است . از وزيران مستنصر و مستعين عباسى بود . مستعين او را به جزيره تبعيد كرد . وى به سال 265 ق . درگذشت . بنگريد به : وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 187 - ت .