جهادى كه بايسته بود به انجام رسيد ، كارى كه بايد « مشتاقان در آن بر همديگر سبقت گيرند » « 1 » و جز بهرهمندان از آن بهره نيابند .
عبد العزيز بن يوسف در نامهاى از جانب طائع به ركن الدوله چنين آورده است : تو و عضد الدوله - هردو - دستان امير مؤمنانيد در آنچه انجام مىدهد و آنچه وامىنهد و خود چشمان او براى نزديك و دوريد . به دستان شماست كه در سرزمينهاى فروپاشيده ، بسترى از امنيت گسترانيده شده و مشعل دين پس از خاموشى ديگربار روشن گشته است . شما را از جانب خداوند به نكويى مژده باد ، كه « خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمىگرداند » « 2 » .
فصل [ 32 ] : سپاس گزاردن و ارج گذاردن نعمت
ابن عباد گفته است : اگر نبود آنكه خداوندى كه به آفرينش انسان از آبى پست بر او منت نهاده و او را تا جايگاه دشمنى آشكار فرود آورده است « 3 » اجازهء سخن گفتن از نعمتهاى خويش داده و چنين مقرر كرده است كه سپاس نعمت او گزارند ، نيكوكارى مهترمان از ياد شدن فراتر و از خبر دادن از آن و گستراندن حكايتش فزونتر بود .
باز او راست : هرروز كرانهاى به ميانه و سرزمينى به سرزمين افزوده مىشود تا خداوند آن مقصد فرجامين را بگشايد و سپس به منّت خود آن را فزون از شمار و اندازه وسعت دهد .
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
« 4 » .
هم او راست : شايد سپاس گزاردن نيكىاى كه كالاى بىمقدار اين سراى را در بر مىگيرد « 5 » امكانپذير باشد ، امّا آن نعمت كه در گراميداشت از كرانه نيز فراتر رفته است ، نويسنده چه مىتواند دربارهاش بنويسد هرچند نوآور باشد و سخنران چه مىتواند دربارهاش بگويد هرچند سخنور باشد .
عبد العزيز بن يوسف آورده است : ما خدا را بر اين سپاس مىگزاريم كه در زمين چيزها روزيمان كرد ، نعمتها پىدرپى به ما ارزانى داشت و روزگار ما را چنان افتخارها بخشيد كه
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 26 سورهء مطففين :فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ- م .
( 2 ) . اقتباس از آيهء 171 سورهء آل عمران :أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ- م .
( 3 ) . اشاره به آيهء 77 سورهء يس :أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ- ت .
( 4 ) . ابراهيم / 34 : و اگر نعمت خدا را شماره كنيد نمىتوانيد آن را به شمار درآوريد .
( 5 ) . اشاره به آيهء 169 سورهء اعراف :يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى- ت .