و اين مخالفت را سبك مىانگاريد ، آيا راهى جز اين دارد كه لشكرها را شتابان به سويتان روانه سازد و در سركوب شما مهار از آنان بگشايد ؟ آيا در چنين صورتى سالم و بيمارتان و نيكوكار و گناهكارتان از يكديگر بازشناخته خواهند شد ؟ مگر نمىبينيد سخن خداوند را كه مىفرمايد :
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً
« 1 » . اينك چه فتنهاى از فرمانبرى شيطان و نافرمانى حكمران سنگينتر است .
فصل [ 30 ] : صلح و مصلحتهاى آن
ابن عباد گفته است : سزامندترين چيزى كه كارگزاران به كار بستند و ديگران در پى ايشان بدان اقتدا كردند و مؤمنان آن را بر هرچيزى برگزيدند و مسلمانان در همهء رفتارهاى خود ، چه شادىآفرين و چه غمافزون و چه سودآور و چه زيانده ، آن را برگزيدند ، همان چيزى است كه از رهگذر آن پراكندگى رخت بربندد و كار سامان گيرد ، شمشيرها به نيام رود ، امنيت خيمه گسترد و بدينسان خونها از ريخته شدن مصون ماند ، خلق آرام گيرند ، دشمن سركوب شود ، شادمانى جاودان گردد و از بدىها ايمنى حاصل آيد . هيچچيز از اين سزامندتر نيست و هيچچيز براى به چنگ آوردن پاداش الهى در اين عرصه سودمندتر از صلحى نباشد كه خداوند بدان فرمان داده ، بدان برانگيخته ، بدان تشويق كرده و بدان فراخوانده است ؛ او كه سخنش حق است فرموده است :
فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ
« 2 » ،
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ
« 3 » ،
وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما
« 4 » و
لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ
« 5 » .
اسكافى در نامهاى كه در آن از صلح ميان ملك نوح « 6 » و صغانى ياد كرده چنين آورده
هامش
( 1 ) . انفال / 25 : و از فتنهاى كه تنها به ستمكاران شما نمىرسد بترسيد .
( 2 ) . حجرات / 10 : پس ميان برادرانتان را سازش دهيد .
( 3 ) . نساء / 128 : سازش بهتر است .
( 4 ) . حجرات / 9 : و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد .
( 5 ) . نساء / 114 : در بسيارى از سخنان درگوشى آنان خيرى نيست مگر كسى كه دستور صدقهاى دهد يا كار پسنديدهاى يا اصلاح رابطه مردمان .
( 6 ) . ابو محمّد نوح بن نصر بن احمد سامانى از اميران منطقه فرارود كه به سال 331 ق . ولايت يافت . او در بخارا اقامت گزيد تا اينكه سرانجام به سال 343 ق . در همانجا درگذشت . بنگريد به : النجوم الزاهرة ، ج 3 ، ص 311 ؛ اللباب ، ج 1 ، ص 523 - ت .