تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
از حميدى محدث « 1 » روايت شده كه گفته است : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را در خواب ديدم ، در حالى كه ابو حنيفه و شافعى نزد او بودند . گفتم : اى پيامبر خدا ، اين دو تن دربارهء قرائت حمد پشت سر امام اختلاف كرده‌اند . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به يكى نگريست و فرمود :
أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ
« 2 » و به ديگرى درنگريست و فرمود :
فَإِنْ يَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ
. « 3 » شريك بن عبد اللّه « 4 » به حضور مهدى عباسى باريافت ، در حالى كه سعيد بن سلم « 5 » نزد او بود . مهدى به او گفت : اى غلام شمشير و سر بريدن ! نه خدا بر تو درود فرستد و نه مقدمت را گرامى و نيكو بدارد . شريك پرسيد : گناه من چيست كه به كيفر آن سزاوار كشته شدنم ؟ گفت : اى زنازاده ! در خواب ديدم كه از پشت سر خويش به من مىنگرى . تعبير اين خواب آن است كه نگاه تو به من بر خلاف ظاهر است و جز آنچه آشكار مىسازى چيزى را در دل نهان مىدارى . شريك در پاسخ گفت : اى امير مؤمنان ، اين خواب تو نه خواب يوسف صديق عليه السّلام است و نه خواب ابراهيم خليل عليه السّلام . ريختن خون مسلمان هم به خواب‌هايى چنين روانشود . پس مهدى دمى در انديشه شد و آن‌گاه گفت : گم شو و به نفرين خدا بپيوند . شريك بيرون رفت . سعيد بن سلم خود را به او رساند و گفت : نكو گفتى ، به خدا سوگند كه تو يگانه مردى هستى كه توان ديد . امروز بر پشت زمين چون تويى نمانده است . چون مهدى عباسى موسى بن جعفر عليه السّلام را به زندان افكند ، شبى خواب ديد كه گويا على عليه السّلام مىگويد : اى محمّد « آيا اميد بستيد كه چون [ از خدا ] برگشتيد در زمين فساد كنيد و
هامش
( 1 ) . نام كامل او ابو بكر عبد اللّه بن زبير بن عيسى قرشى و معروف به حميدى است . همراه با شافعى از مكه به بغداد و از آن‌جا به مصر كوچيد و تا پايان زندگى شافعى همراه او بود . سپس به مكه بازگشت و در سال 219 ق . در اين شهر درگذشت . بنگريد به : طبقات الشافعية ، 3 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 5 ، ص 215 - ت . ( 2 ) . انعام / 89 : آنان كسانى بودند كه كتاب و داورى و نبوت بديشان داديم . ( 3 ) . انعام / 89 : و اگر اينان بدان كفر ورزند بىگمان گروهى را بر آن گماريم كه بدان كافر نباشند . ( 4 ) . نام كامل او شريك بن عبد اللّه بن حارث نخعى است . به حديث آگاه بود و علم دين مىدانست . به زيركى و بديهه‌گويى نامور شد و در قضاوت نيز دادگر بود . در بخارا ديده به جهان گشود و به سال 177 ق . در كوفه درگذشت . بنگريد به : تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 214 ؛ وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 464 - ت . ( 5 ) . نام كامل او سعيد بن سلم بن قتيبه باهلى است . پدرش دوبار حكمران بصره شد و سعيد نيز خود كارگزارى ارمينيه ، موصل ، سند و جزيره را بر عهده گرفت . وى به سال 209 ق . درگذشت . بنگريد به : تاريخ بغداد ، ج 9 ، ص 74 ؛ وفيات الاعيان ، ج 4 ، ص 88 - ت .