مهر پسرى سروده - و گفته شده اين شعر از عضد و دربارهء برادر او - است :
يا قضيبا زعزع الري * ح [ له ] وهنا فحرك
بألم نشرح ندعوا اللّ * ه كى يشرح صدرك « 1 »
ما به چنين افراطى فاحش در اقتباس و به چنين تلاشى براى آوردن عبارتهايى كه آيه قرآن را كامل مىكند خرسند نيستيم .
فصل [ 2 ] : مردمانى با ويژگىهاى خداداد
صولى در كتاب خود الاوراق از شاعرى معروف به باذنجانة الكاتب « 2 » نقل كرده است كه چون موفق به فرمان خليفه معتز براى پيكار با مستعين و محمّد بن عبد اللّه بن طاهر به بغداد درآمد ، وى چنين خواند :
يا بنى طاهر اتتكم جنود ال * لّه و الموت بينهما مثبور
فى جيوش امامهن ابو اح * مد نعم المولى و نعم النصير « 3 »
هامش
( 1 ) . اى آراسته قامتى كه وزش نسيم اندكى او را تكان داده و وى به جنبش آمده است ،
به الم نشرح از خداوند مىخواهيم كه سينهء تو را گشاده دارد .
ابيات فوق آيهء اوّل سورهء انشراح را تضمين كرده استأَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ.
( 2 ) . باذنجانه از كاتبانى است كه ثعالبى در كتاب لطائف المعارف ( به تحقيق ابيارى ، ص 53 ) از آنان ياد كرده است .
ثعالبى در اين كتاب نام اين شاعر را در ضمن القاب اهل بغداد آورده است . نام كامل او محمّد بن على است ، كاتبى شاعر و با اشعارى كم . ابن حاجب نعمان در سياههء شاعران كاتب از او ياد كرده است . بنگريد به : الفهرست ، ص 167 .
ناگفته نماند اين روايت و نيز دو بيت فوق در كتاب الاوراق صولى نه در اخبار شاعران محدث آمده و نه در اشعار خليفهزادگان - ت .
( 3 ) . اى زادگان طاهر ، سپاهيان خدا در حالى كه مرگ را در ميان خود مىآورند روى كردهاند .
در لشكرهايى كه فرماندهشان ابو احمد است « و او نكو مهتر و خوشياورى است » .
عبارت اخير يعنىنِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُاقتباس از آيهء 40 سوره انفال است .